جهانبینی زبانهای سامی و آریایی
عنوان این روزنوشتم را از وایسگربر که بنیانگذار مدرسه زبانمردمشناسی (Anthrolinguistic) برگرفتم. وی و پیروانش از جمله توشیهیکو ایزوتسو بر این باورند که هر زبانی بر پایه نگرشی کلی به جهان و انسان شکل گرفته که فهم ژرف آن بدون نظر از زاویه این جهانبینی مشخص امکانپذیر نیست. بررسی این موضوع آن هم در مقایسهای [...]
برای چشمان تو!
امروز با دوست گرانقدر و شاعر و ادبیاتدانی گفتگو میکردم و به مناسبت یاد موضوعی در شعر و ادبیات افتادم: نقش چشمان در اشعار و ناخواسته دو شعر فارسی و عربی همزمان به خاطرم آمد. همان دم هر دو شعر را به زبان دیگر برگردان کرده و به دوستی که سبب این التفات بود، هدیه [...]
این است شب عمر من! پس ای چرخ روزگار بایست!
جرج جرداق را همه میشناسند! نویسنده عرب مسیحی که کتاب معروف «الامام علی: صوت العدالة الانسانیة» از اوست و با عنوان «امام علی (ع) صدای عدالت انسانی» به فارسی برگردان شده است. اهمیت این کتاب در گزارشی است که یک مسیحی از منظر یک انسان و نه یک مسلمان از سیره و منش امام علی [...]
قساوت جفا … مهر وفا
دو گانه جفا و وفا مقولهای آشنا در شعر و ادبیات به ویژه نوع شرقی آن است. معشوقی که سنگدلانه عاشق بینوا را انکار کرده و نادیده میگیرد و عاشق در دام افتادهای که جز وفا گریزی فرا روی خود نمیبیند. این احساس در نهایت دردناک، شاهکارهای فراوانی در شعر عربی و فارسی آفریده است. [...]
ویرانههای عشق
در این روزنوشتم فقط میخواهم شعر نابی از ابراهیم ناجی را همراه با اجرای فوق توصیف ام کلثوم از نو بسرایم و آن را از نو به فارسی بازخوانی کنم: الاطلال یا فؤادی لا تسل أین الهوى کان صرحاً من خیالٍ فهوى اسقنی واشرب على أطلاله وارو عنی طالما الدمع روى کیف ذاک الحب أمسى [...]
مرگ شعر: از افول تخیل تا چنبره سرد و تلخ واقعیت
دیشب گزارشی خبری از شهر تبسه در الجزایر، مرا به شدت به اندیشه واداشت و پس از مدتها دوباره مرا به نوشتن واداشت. شاعر عرب نسبتا معروفی به نام «عادل صیاد» در اقدامی بیسابقه، مرگ شعر خود را اعلام کرده و در اقدامی سمبلیک همه دیوانهای شعر منتشر شده و مخطوطات شعری خود را در تابوتی در گورستان خانوادگیشان به خاک سپرد و بر سنگ یادبود آن چنین نگاشت: «هذا ضریح شعر صیاد عادل». همچنین مجموعهای از نویسندگان و ادیبان و خبرنگاران برای شرکت در این مراسم دعوت شده بودند.
هنر به مثابه یک کالای لوکس!
هفته گذشته در شب آخر کنفرانس آموزش عالی در عراق جشنی به افتخار مهمانان کنفرانس برگزار شد. هنرمندان چندی در این جشن برنامههای جذابی ارایه کردند. در خلال این جشن به نکات تاملبرانگیز فراوانی برخوردم که هر یک اندیشههایی را به خاطرم آورد. در آغاز جشن برخی از همکارانم خداحافظی کردند و به هتل برگشتند. [...]
شاعری برای تمام فصول
ترانههایش را از آغاز دبستان به یاد دارم و تا کنون که دوره میانسالی را سپری میکنم هنوز از خواندن سرودههایش لذت میبرم. کمتر شاعری چنین شانسی دارد که بتواند برای همه فصول عمر شعر سراید. او ساده و بیپیرایه شعر میگفت. فهمیدن شعرهایش سخت نبود و نیاز به خواندن و دانستن زیادی نداشت. او [...]
جادوی شعر: نظم یا تخیل؟
آیا تا کنون به چیستی شعر اندیشیدهاید؟ به چه سخنی شعر میگوییم؟ مرز سخن شعری و غیر شعری چیست؟ چه ویژگیهایی سخنی را شعر میگرداند؟ این ویژگیها را باید در شکل و یا مضمون سخن شعری جستجو کرد؟ پاسخ این پرسشها تعداد زیادی از فیلسوفان و ادیبان و زبانشناسان و ناقدان را از دوره ارسطو [...]
جبران خلیل جبران: مجازات سنگسار!
ماجرای سنگسار چند روز پیش ناخودآگاه مرا به یاد نوشته معروفی از جبران خلیل جبران نویسنده معروف عرب انداخت. داستان «صراخ القبور» که شرح حال سه متهم است که یکی به جرم درگیری با ماموران پادشاه به اعدام محکوم می شود و دیگری زنی متهم به زنا است که سنگسار می شود و سومی پیرمردی [...]