مرگ شعر: از افول تخیل تا چنبره سرد و تلخ واقعیت
دیشب گزارشی خبری از شهر تبسه در الجزایر، مرا به شدت به اندیشه واداشت و پس از مدتها دوباره مرا به نوشتن واداشت. شاعر عرب نسبتا معروفی به نام «عادل صیاد» در اقدامی بیسابقه، مرگ شعر خود را اعلام کرده و در اقدامی سمبلیک همه دیوانهای شعر منتشر شده و مخطوطات شعری خود را در تابوتی در گورستان خانوادگیشان به خاک سپرد و بر سنگ یادبود آن چنین نگاشت: «هذا ضریح شعر صیاد عادل». همچنین مجموعهای از نویسندگان و ادیبان و خبرنگاران برای شرکت در این مراسم دعوت شده بودند.
هنر به مثابه یک کالای لوکس!
هفته گذشته در شب آخر کنفرانس آموزش عالی در عراق جشنی به افتخار مهمانان کنفرانس برگزار شد. هنرمندان چندی در این جشن برنامههای جذابی ارایه کردند. در خلال این جشن به نکات تاملبرانگیز فراوانی برخوردم که هر یک اندیشههایی را به خاطرم آورد.
در آغاز جشن برخی از همکارانم خداحافظی کردند و به هتل برگشتند. وقتی [...]
شاعری برای تمام فصول
ترانههایش را از آغاز دبستان به یاد دارم و تا کنون که دوره میانسالی را سپری میکنم هنوز از خواندن سرودههایش لذت میبرم. کمتر شاعری چنین شانسی دارد که بتواند برای همه فصول عمر شعر سراید. او ساده و بیپیرایه شعر میگفت. فهمیدن شعرهایش سخت نبود و نیاز به خواندن و دانستن زیادی نداشت. او [...]
جادوی شعر: نظم یا تخیل؟
آیا تا کنون به چیستی شعر اندیشیدهاید؟ به چه سخنی شعر میگوییم؟ مرز سخن شعری و غیر شعری چیست؟ چه ویژگیهایی سخنی را شعر میگرداند؟ این ویژگیها را باید در شکل و یا مضمون سخن شعری جستجو کرد؟ پاسخ این پرسشها تعداد زیادی از فیلسوفان و ادیبان و زبانشناسان و ناقدان را از دوره ارسطو [...]
جبران خلیل جبران: مجازات سنگسار!
ماجرای سنگسار چند روز پیش ناخودآگاه مرا به یاد نوشته معروفی از جبران خلیل جبران نویسنده معروف عرب انداخت. داستان «صراخ القبور» که شرح حال سه متهم است که یکی به جرم درگیری با ماموران پادشاه به اعدام محکوم می شود و دیگری زنی متهم به زنا است که سنگسار می شود و سومی [...]