سِحر بيروت

با اين كه چندمين باري است كه به اين شهر پا مي گذارم، اما شب گذشته نيز بسان بارهاي قبل مسحور اين شهر گشتم. بيروت با همه كوچكي‌اش همه خاورميانه كهن و نو را در خود خلاصه كرده است و از اين جهت است كه هيچ وقت در آن احساس تكرار و ملال نمي‌كني و دنياهاي كشف نشده بسياري را در آن نهفته مي‌بيني كه هر بار تو را به كاوش بيشتر فرا مي‌خواند.
ديشب بلافاصله پس از رسيدن به محل اقامتم، به ساحل مديترانه رفتم كه تو را به اعماق تاريخ كهن مي‌برد: تمدن دريايي فينيقيان كه الفباي كهن سومري را گسترش داده و به همه جهان آن روز انتقال دادند و شبكه بازرگاني گسترده خود را به سرتاسر مديترانه از جنوب اروپا تا شمال آفريقا و جزاير دور مديترانه تا كرانه‌هاي اطلس گسترش داده و پايه‌گذاران تمدن و فرهنگ مديترانه‌اي به شمار مي‌روند و پس از آنان يونانيان و آراميان و نبطيان و عبرانيان و روميان و سرانجام قبايل عرب يكي پس از ديگري بر عمق و غناي اين تمدن تاريخي افزودند و همينك نيز مي‌تواني آثار هر يك را در زبان و فرهنگ و ادبيات و معماري و حتي ر‍ژيم معروف غذايي مديترانه‌اي مشاهده كني.
در كنار ساحل هنگامي كه به صخره روشه مي‌رسي، خاطره همه شاعران و اديبان دردمندي كه اين صخره را مزار خويش ساختند، ذهنت را مشوش ساخته و ژرف‌ترين پرسش‌هاي فلسفي درباره مرگ و زندگي به يكباره بر تو يورش مي‌برند.
صبح امروز به ضاحيه رفتم و مانند هميشه، خيابان‌ها و كوچه‌هايش آن چنان برايم آشنا مي‌نمود كه گويا در ناصر خسرو يا كوچه مروي يا مناطق سنتي و مذهبي قم و مشهد قدم مي‌زنم.
كتاب‌خانه‌هاي آباد خيابان حمراء و كوچه‌ها و خيابان‌هاي اطرافش تو را در تمام جهان عرب از مراكش تا عراق و خليج به سير در مي‌آورد و جديدترين انديشه‌هاي ارائه شده در اين سرزمين پهناور را به يكباره جلوي خود مي‌بيني و با تحير و ترديد نمي‌داني كدام را بخري و كدام را به سفر بعدي واگذاري و سرانجام مانند هميشه نقد را به نسيه ترجيح داده و تلمباري از كتاب‌ها را در هر بار بازديد خريداري مي‌كني و دغدغه انتقال و جريمه بار اضافي و … را فراموش مي‌كني.
منطقه سرسبز جونيه و كليساي معروف آن بر بالاي كوه و دو تنديس با شكوه مريم و عيسي، تمام ميراث مسيحي شرق را با همه شكوهش به تو نمايش مي‌دهد و زيبايي طبيعت را در كنار معنويت شرق مسيحي و زندگي مدرن يك جا خلاصه مي‌شود.
سخن از بيروت پاياني ندارد؛ پس بگذار به مقطع پاياني قصيده «بيروت والحب والمطر» نزار قباني بسنده كنم: قرري أنت إلى أين … فإن الحب في بيروت مثل الله في كل مكان.
دوره كارگاهي كه اين بار در آن تدريس مي‌كنم، با تراكم زماني كمتري برگزار مي‌شود و فرصت بيشتري خواهم داشت تا از دستاوردهاي اين بار بيروت بنويسم.

One thought on “سِحر بيروت

  1. سلام.چقدر زیبا عروس خاورمیانه را به تصویر کشیدید.بسیار دلتنگ سفر به این شهر زیبا هستم.
    امیدوارم سال نو بر شما مبارک وسرشار از موفقیت باشد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *