اقلیت و اکثریت

اقليت و اكثريت: گروه كمتر و بيشتر افراد هر مجموعه
اقليت به معناى اندك بودن در برابر اكثريت به معناى بسيارى و افزونى دو مفهوم نسبى است كه در مقايسه با يكديگر معنا مى‌يابد. در اصطلاح معاصر به بخش كمتر يا بيشتر افراد يك كشور يا منطقه يا شهر يا هر مجموعه ديگرى مانند پارلمان، اقليت و اكثريت گفته مى‌شود.
واژه «اكثر» در قرآن 80بار و «اقل» تنها دو بار آمده است؛ اما ديگر مشتقات هر دو ريشه نزديك به 239 بار در قرآن به‌كار رفته كه گاه در معناى كمّى براى شمارش افراد و گاه در معناى كيفى براى مقايسه حالتها آمده است. (ر.ك: بقره/2، 100؛ اسراء/17، 85)؛ همچنين هر يك از آن دو گاه در مقام تجليل يا تحقير متعلقشان به‌كار مى‌رود (ر. ك: انفال/8 ، 44؛ سبأ/34،13 و نيز اعراف/7، 86 ؛ انعام/6 ، 37)، با اين حال در نگاهى كلى به آيات مربوط، به رويكردى منفى و مذمت*گونه نسبت به اكثريت و رويكردى مثبت با مدلول مدح* نسبت به اقليت برمى‌خوريم كه البته گاه ناظر به موارد خاص يا قوم و منطقه و دوره‌اى ويژه است. (ر.ك: انعام/6 ،37؛ بقره/2، 100) در دسته نخست به افزونى غافلان (يونس/10، 92)، حق‌گريزان (انبياء/21،24)، اهل باطل (توبه/9،34)، اهل كفر و طغيان (مائده/5،64،68)، فاسقان (اعراف/7،102)، ناسپاسان(بقره/2،243)، نابخردان (فرقان/25،44) و نادانان (يوسف/12،68) اشاره شده و در دسته دوم از اندك بودن ذاكران خداوند (نساء/4،142)، شاكران (سبأ/34، 13)، اطاعت كنندگان خداوند (بقره/2،83) و مؤمنان(ص/38،24) ياد شده است. در نگاهى ديگر به آيات قرآن به مجموعه‌اى از آيات برمى‌خوريم كه با سفارش به مشورت و همگرايى، به نوعى در پى ايجاد اكثريت و تقويت موضع آن بر آمده است. (ر.ك: شورى/42، 38؛ آل‌عمران/3، 159) در روايات اسلامى نيز سفارشهاى فراوانى بر همسويى با جماعت مسلمانان و پرهيز از كناره‌گيرى شده است، همان‌گونه كه در روايات متعددى نيز رويكرد مدح اقليت و مذمت اكثريت، دنبال شده است.
در نگاهى نهايى به اين دو مجموعه جهت دستيابى به تصورى سازگار و جامع، به مجموعه سومى از آيات و روايات برمى‌خوريم كه با نگاهى كيفى به مقوله اقليت و اكثريت و صرف نظر از ارزش كمّى هريك، از هرگونه تجمعى مبتنى بر ايمان به خداوند و گرايش به حق تمجيد كرده و هرگونه تجمعى مبتنى بر كفر و گرايش به باطل را مذمت مى‌كند. (ر.ك: آل‌عمران/3، 103، 173؛ اعراف/7، 48)، به هر روى نگاه قرآن به موضوع اقليت و اكثريت با جلب نظر بسيارى از مفسران و دانشمندان اسلامى از نخستين سده‌هاى اسلامى، بحثهاى نسبتاً دامنه‌دارى را در مقام تبيين يا توجيه در پى داشته و تأليفاتى مستقل نيز در اين زمينه گزارش شده است. اين تأليفات در ارتباط با منازعات فرق و مذاهب اسلامى و در بستر پيدايش اكثريتى رسمى در برابر مجموعه‌اى از اقليتها در جهان اسلام پديد آمده است.

متن کامل مقاله را در پایگاه دائرة المعارف قرآن کریم ببینید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *