تاریخ‌مندی فهم متون دینی

این مقاله به عنوان فصلی از یک کتاب درسی نوشته شده که هنوز منتشر نشده و تنها بخشی از آن در دسترس قرار گرفته است.

روی به آیین ناب بگردان؛ همان فطرت
خداوندی که مردمان را بر آن آفرید و
در آفرینش الهی دگرگونی و تغییر
راه ندارد و این است آن آیین استوار

طرح مسئله
در عبارت آغازین این فصل از دین به مثابه فطرت بشری و امری ثابت و تغییرناپذیر یاد شده است. در کتاب‌های مقدس ادیان به عبارات بسیاری مشابه عبارت فوق برمی‌خوریم که آموزه‌ها و پیام‌های مبدء غایی خود را نوعی یادآوری حقایق ازلی و ابدی دانسته و آنها را تغییرناپذیر و مسلم و قطعی می‌شمرند. دين سعی در شكفتن لايه رويين هستی به سوی باطن ناشناخته آن دارد و نسخه‌ای متفاوت از ديگر متون فراروی ما نهاده است. متون دینی به مثابه متونی برآمده از منبعی مینوی و مقدس، همواره پیامی مجسم و زنده را به پیروانشان القا می‌دهند و از اقتداری فراتاریخی برخوردارند. این امر به آن معناست که پیام ادیان جاودانه و فراتاریخی است و اعتبار آن با گذر زمان از بین نرفته و سست نمی‌شود. بنابراین فهم آنها از شرایط متغیر تاریخی تاثیر نپذیرفته و احکام و گزاره‌هایی مطلق و ثابت دربردارند.
با این حال همواره در ارتباط با ديانت با مجموعه‌ای آموزه‌های تاريخی مواجه هستيم كه ميان ما و آنها فاصله عميق تاريخی وجود دارد. آن محتوا و اين فاصله موجب پيدايش ابهام و تعدد فهم می‌شود. متون دینی بسان هر متن دیگری در دوره زمانی و شرایط جغرافیایی ویژه‌ای پدید آمده و در تعامل با این ظرف تاریخی شکل گرفته و از آغاز پیدایش در معرض فهم بشری قرار گرفته‌اند. مخاطبان معاصر این متون به دلیل آن كه در فضای نزول این متون قرار داشتند و از سوی دیگر وجود آتوریته ‌ای كه ابلاغ و تبیین متن را به عهده دارد، متنی روشن و تهی از ابهام و غموض فرارویشان می‌دیدند. اما به تدریج با فاصله تاریخی مخاطبان، زمینه‌های ابهام و بدفهمی در متن پدیدار شد. از این روی به مطالعه در سیاق و بافت تاریخی متن روی آوردند. این امر زمینه‌ساز این تلقی است که فهم متن مقدس، تاریخمند بوده و امکان فهم آن جدای از سیاق‌های تاریخی آن امکان‌پذیر نیست. پیدایش دانش‌هایی چون اسباب نزول، ناسخ و منسوخ و .. از مستندات این تلقی است. دیدگاه‌های تاریخ‌گروی نیز در عصر جدید به یاری این طرز تلقی برخاسته و متن مقدس را همانند هر متن دیگری در بافت و سیاق تاریخی خود قابل فهم می‌شمرند و هیچ راه دیگری برای فهم متن فرای از فهم تاریخی را معتبر نمی‌شمرند.
در پرتو دو طرز تلقی پیش گفته، فهم متون دینی در کشاکش ظرف تاریخی و پیام جاودانه فراتاریخی قرار می‌گیرند که بازتاب این کشاکش روش‌شناختی در حوزه‌های گوناگون معرفتی ادیان نمایان می‌شود. در رهیافت دانش‌های سنتی اسلامی در فقه و تفسیر و کلام و… به این مساله به طور پراکنده توجه شده و هر صاحب نظری بر پایه مبانی روش‌شناختی خود به دیدگاهی گرویده که نتایج و توابع آن در نظام استنباط معرفت دینی وی نمود می‌یابد. در رهیافت دانش‌های نوین نیز به طور خاص در دانش‌های متنی چون هرمنوتیک به این چالش توجه شده است. این مسئله در خصوص متن قرآن از اهمیتی ویژه برخوردار است؛ زیرا این متن انتظارات و کارکردهای متفاوتی در مقایسه با دیگر متون مقدس را برآورده می‌سازد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *