تعبد

تعبد: بندگی و اطاعت مطلق و خالصانه؛
واژه تعبد از ريشه “ع ب د” در همه اشتقاقاتش به نوعی معنای بندگی و فرمانبرداری و فروتنی را دربردارد ( خليل، 2/48-50؛ ابن منظور، 3/270-274). عموم مشتقات اين ماده جز تعدادی از قبيل عبادت و صيغه های ثلاثی مجرد آن، برای بندگی انسان در برابر خدا يا انسانی ديگر به طور يکسان بکار می روند (همانجا). مصدر تعبد و افعال آن به دو صورت لازم و متعدی به معنای بندگی کردن برای کسی و بنده ساختن کسی بکار می روند (خليل، 2/ 48 ).
استعمال واژه “عبد” با تفاوتهای اندک در زبانهای مختلف سامی به معانی ای نزديک به معنای عربی آن و رواج ترکيبهای “عبدالله”، “عبدالشمس” و… در مقام نامگذاری افراد ( جفری، 309-310 ) از يک سو و فرهنگ رسوخ يافته برده داری در نظام اخلاقی- اجتماعی عرب پيش از اسلام از سوی ديگر زمينه بسيار مناسبی برای وام گيری اين مفهوم در حوزه تبيين نسبت انسان و خدا در اين دين نوظهور فراهم آورده است؛ با اين تفاوت که رابطه حقوقی خشک و بی روح ميان ارباب و برده در نظام جاهلی به نوعی رابطه صميمانه ومهرآميز در نظام دينی – اخلاقی اسلام تغيير ماهيت داده و البته در عين حال مفهوم اقتدار کامل و مطلق به معنای نفی هر گونه مالکيت و هويت مستقل برای بنده نسبت به ارباب خود در حوزه عبوديت انسان در برابر خدا همچنان محفوظ مانده است (برای آگاهی بيشتر از جايگاه برده داری در فرهنگ عرب جاهلی نک: جواد علی، 4/ 555-556، 565- 568، 7/453-471 ونيز ر.ک به مدخل برده داری و برای بررسی تشابه رابطه انسان و خدا با رابطه ارباب و
و نيز نک‍ : ER، ذیل بندگی1)

برای مشاهده متن کامل مقاله به سایت دائرة المعارف بزرگ اسلامی ج15 مراجعه کنید و یا از این جا بارگیری کنید:
taabbod

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *