سیر پیدایش و پیشرفت اندیشه امضاء و تاسیس و نقش آن در استنباط

این مقاله هنوز منتشر نشده و تنها بخشی از آغاز آن در دسترس قرار گرفته است.

واژۀ تأسیس در لغت به معنای آغازیدن و بنیان نهادن و امضا به معنای قصد و عزیمت غیرقابل برگشت است(ابن منظور، 6/6 و 7/115). واژه تأسیس در دانش‌های هیئت و نجوم، عروض، کلام، فقه و اصول به صورت اصطلاحی خاص درآمده است(تهانوی، 1/73-74). این اصطلاح در فقه و اصول به معنای افاده مضمونی جدید در برابر اصطلاح تأکید به معنای بیان دوباره مضمون سابق بکار رفته(جرجانی، 71؛ اناوی، 155) که از سابقه دراز و کاربرد فراوان در این دو دانش برخوردار است(برای نمونه نک‍ : آمدی، 4/253 و 261؛ شوکانی، ارشادالفحول، 1/190؛ برکتی، 1/217). واژه امضا نیز در علم فقه، کاربردهای مختلفی دارد، از قبیل: تأیید و تنفیذ برخی معاملات(فیروزآبادی، 1/188؛ سرخس، 7/115؛ ابن تیمیه، 29/340 و 357) اجرا و تنفیذ حکم قاضی(شیبانی، 1/286؛ سیواس، 5/401 و 406) دادن برخی اختیارات و اجازه برخی تصرفات به اشخاص(ابن حجر، 7/393) و یا تأیید تصرفات گذشته آنها(ابن تیمیه، 20/577). اصطلاح امضا و تأسیس در عرصه کتابشناسی نیز بکار رفته است (تهرانی، 24/148 و 151 و 318).
اصطلاح متداول تأسیس و امضا در ارتباط با نوعی طبقه‌بندی احکام شریعت مطرح شده که ملاک آن، تقنین بدوی یا تأیید احکام عقل یا عرف در شریعت می‌باشد. مفهوم تأسیس و امضا تا حدودی از مفاهیم نسبی به شمار آمده و لذا در تعیین محدوده هریک از آنها تهافت‌هایی به چشم می‌خورد. بخش اصلی از احکام امضایی که معمولاً در تعریف آنها ذکر می‌شود، شامل آن دسته از احکام عقلایی و عرفی می‌باشد که شریعت اسلام آنها را تأیید و تثبیت نموده است. اما موارد دیگری همچون احکام فطری عقل یا مستقلات عقلیه، احکام غیرمنسوخ شرایع سابقه، او امر غیری و مقدمی، حوزه مباحات، احکام وضعی، احکام توصلی، دلایل حجیت و امارات شرعیه نیز جزو احکام امضایی شمرده شده‌اند؛ گرچه برخی از این موارد را نیز می‌توان به نحوی داخل در عنوان کلی احکام عرفی و عقلایی برشمرد. در هر حال از نگاه کاربردی به این تقسیم‌بندی می‌توان احکام وحیانی در مقام الزام شرعی را تأسیس نامید و احکام عقلایی و عرفی را که در شریعت مورد تأیید قرار گرفته‌اند، امضایی شمرد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *