پناهگاه گرم و آرامش‌بخش مرگ!

اندیشه مرگ خواسته یا ناخواسته همراه ما در زندگی است. دو گانه مرگ و زندگی آن چنان هم که تصور می‌کنیم، جدای از هم نیستند. حوادث فراوانی است که ما را به یاد مرگ می‌افکند. از حوادث ساده‌ای چون مرگ خویشاوندان و دوستان و اطرافیان تا رنج دشوار زیستن که آرزوی مرگ را در ما می‌آفریند!
یادم است باری از دوست عزیزتر از جانی که خود را خواسته به کام مرگ خوشبختانه ناکامی افکنده بود، پرسیدم که چگونه دست از زندگی با این همه فراخی شسته و چگونه خود را به آغوش تنگ مرگ سپردی؟ پاسخ او بر خلاف تصور نه ناشی از نومیدی که برآمده از نوعی نگاه معنوی بود که برایم تازگی و شگفتی داشت: گاه این زندگی فراخ آن چنان بر تو تنگ می‌شود که خود را نه به مرگ، بلکه به خداوند مرگ و زندگی می‌سپاری!
این جواب به شدت موحدانه آن چنان سبک و مضمون شطحیات عارفانه را در خود داشت که ناخواسته همچون کلمات مجنونانه بایزید مستم ساخت! هر چند لب به نکوهشش گشودم و به نقد عاقلانه این اندیشه نابخردانه پرداختم!

4 thoughts on “پناهگاه گرم و آرامش‌بخش مرگ!

  1. سلام استاد گرامی
    واقعا فکر می کنید مرگ ارامش بخش است؟ اگر مرگ به تعبیری همان خواب ابدی باشد چه نضمینی هست که این خواب سراسر کابوس وعذاب نباشد؟واگر به تعبیری دیگر بیداری ابدی باشد بازهم چه تضمینی هست که قرین ارامش وشادی باشد؟
    ما با سرعت سرسام اور حرکت زمین به سوی مرگ می شتابیم اما با وجودی که مرتب با ان سروکار داریم هنوز مثل یک معادله هزار مجهولی می ماند که هیچوقت حل نمی شود مگر به دست خود مرگ!

  2. دوست و آشنای عزیز
    پیش از این روزنوشتی با عنوان «چرا از مرگ میترسید؟» داشتم
    که در فهرست روزنوشتهای سابقم موجود است.
    اگر فرصت کردید آن را بخوانید!
    با شما موافقم که نباید پیش از موعد به استقبال مرگ رفت
    و نباید فرصت زندگی را از دست داد!
    اما نمیتوان اندیشه درباره مرگ را از ذهن زدود
    و یا دست کم من چنین توانی را ندارم
    و ناخواسته امور زیادی در زندگی، تداعی گر مرگ هستند!

  3. اندیشیدن درباره مرگ و خو گرفتن به آن غیر از لحظه شماری برای آن است! من هرگز لحظه شماری برای مرگ نمی کنم و شما نیز نباید چنین کنید! مرگ در موعد خود خواهد آمد! اکنون لطفا زندگی کنید و از آن لذت ببرید!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *