تاریخ به مثابه یک دانش: به یاد جعفر شهیدی

بیش از یک ماه از مرگ دکتر جعفر شهیدی می‌گذرد. به مجرد شنیدن خبر، این روزنوشت به یادم آمد؛ اما فرصت نوشتن آن پیش نیامد.
نوع نگاه ما به تاریخ و توسعه‌نیافتگی آن از عوامل عقب‌ماندگی جوامع ما است. تاریخ تا چند دهه پییش در ایران از زمره علوم به شمار نمی‌رفت و تنها به ثبت وقایع می‌پرداخت. مورخ نقال بود و کتاب‌های تاریخ آکنده از شنیده‌های معتبر و نامعتبر بود. هیچ گونه تحلیلی در تاریخ جایی نداشت. البته نمونه‌هایی چون ابوریحان بیرونی در کتاب‌هایی چون: «الآثار الباقیة» و «ماللهند» و نیز ابن‌خلدون در مقدمه‌اش را باید جزو استثناءهایی شمرد که هرگز به یک جریان تبدیل نشدند. تازه ابن‌خلدون نیز که در مقدمه‌اش به مورخان سابق خرده فراوان گرفت و آنان را به نقالی و تقلید و تحلیل‌گریزی متهم ساخت، خود در نگارش تاریخ مانند گذشتگانش عمل کرد.
پیشرفت و گسترش تاریخ وام‌دار پیدایش و گسترش مجموعه وسیعی از دانش‌های انسانی چون: جامعه‌شناسی و روان‌شناسی و زبان‌شناسی است که فن‌آوری نقد و تحلیل را در حوزه علوم اجتماعی به طرز شگفت‌انگیزی ارتقا دادند. تاریخ امروزه به زمینه‌ای حاصلخیز برای مطالعات گوناگون درآمده است و از زوایای مختلف تحلیل می‌شود. نمونه بارز اوج مطالعات تاریخی را در آثار فوکو می‌توان یافت که دانش‌های گوناگون جامعه‌شناسی و زبانشناسی و روانشناسی و فلسفه را در فهم تاریخ و تحلیل آن به کار بست و به موضوعاتی مهم در تاریخ توجه کرد که همچنان در زندگی امروز ما موثر و فعال است. رهیافت فوکو در جهان عرب با اقبال فراوان مواجه شد و مطالعات تاریخی فراوانی به ویژه در شمال آفریقا از این گونه پدید آمد.
در ایران همچنان تاریخ به نقالی مشغول است و از توجه به رهیافت‌های جدید جهت توسعه و گسترش خویش فراری است. افزون بر آن تاریخ‌نگاری ما به شدت ایدئولوژیک است و تاریخ را آن گونه که هست نمی‌نگاریم؛ بلکه آن گونه که دوست داریم بوده باشد به نگارش درمی‌آوریم. رویکرد تاریخ‌نگری ما در اثر ضعف بنیه تحلیلی و ساختار ایدئولوژیک به شدت مشوش است.
ما نمی‌دانیم گذشته چه بوده و چگونه شکل گرفته و چگونه به این‌جا رسیده‌ایم و طبیعی است که ندانیم کجا هستیم و به کجا می‌رویم و چگونه باید برویم و چگونه باید گام حرکت کنیم. تاریخ دانش خودشناسی جامعه است که توانایی تفسیر خویشتن جمعی خود و دگرخویشتن را در انسان ارتقا و تصحیح می‌کند و احساس پیوند و هویت را بازسازی و تکامل می‌بخشد.
جعفر شهیدی در کنار معدود محققان دیگری چون: عبدالحسین زرین‌کوب و ذبیح‌الله صفا، نسل دومی از تاریخ‌پژوهان ایرانی بعد از احمد کسروی، عباس اقبال آشتیانی، محمد قزوینی و دیگران به شمار می‌آید که تاریخ‌نگاری را متحول ساخته و مطالعات تاریخی را با شتاب فراوان گسترش و توسعه دادند. انتظار می‌رفت که این حرکت به جریانی نیرومندتر در نسل سوم منتهی شوند که افسوس چنان نشد و بلکه گویا افولی در این جریان دیده می‌شود و تاریخ هم‌چنان ابزاری برای سرگرمی است که با آن بازی می‌کنیم و خود را به بازی می‌گیریم.

2 thoughts on “تاریخ به مثابه یک دانش: به یاد جعفر شهیدی

  1. لحظه ها می لرزند

    و رقاصان شطرنج

    میان آوای فلوتت

    سرد ومبهوت ایستاده اند

    می ترسم

    آمدنت را

    خلوتی نباشد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *