روششناسی مطالعات سیاسی در اسلام از دیدگاه سید محمد باقر صدر
بارگزارى فايل مقاله (راهنمايى دريافت فايل پيوست)
اندیشههای بشری از دیرباز درباره بهبود حیات انسانی و اجتماعی به کنکاش و پژوهش پرداخته و در این مسیر با استفاده از تجربیات کلان تاریخی رو به اصلاح نهادهاند. پدیده “شهر یا مدینه: Police” را در جایگاه یکی از نقاط اوج تاریخ اجتماعی بشر میتوان سرآغاز مباحث کلاسیک درباره سیاست و حاکمیت شمرد. از همین روی مفهوم “سیاست: Politic” از نظر معناشناسی تاریخی (۱)، زاییده مفهوم “شهر: police” به شمار میرود. واژه عربی سیاست گرچه دارای ریشه زبانی متفاوتی نسبت به واژه پولیس است، اما مفهوم اصطلاحی آن نزد اندیشمندان مسلمان به شدت تحت تاثیر این اندیشه فلسفی یونان بوده و در همه تعاریف آن به مفهوم حیات مدنی و زندگی اجتماعی توجه ویژه شده است. (۲) با این همه تاریخچه مفهوم جدید سیاست در نقش پدیدهای متمایز از جامعه، دین، اقتصاد و دولت به دوران پس از رنسانس بازگشته و از مظاهر تمدن غرب به شمار میرود. (۳)
مفهوم سیاست در پیرامون خود نظامهای دانشی (۴) متعددی پدید آورده است که عدم تمایز میان آنها میتواند نتایج پژوهشهای ما را به شدت در معرض خطا قرار دهد. به طور کلی این حوزههای مطالعاتی را میتوان در دو بخش برشمرد:
- مطالعات درجه اول: در این نوع مطالعات به طور مستقیم درباره واقعیت سیاسی جامعه بحث نموده و گزارههای توصیفی یا هنجاری دراینباره ابراز میداریم. دو دانش علم سیاست و حقوق سیاسی، دو نمونه بارز از این نوع مطالعات هستند:
- مطالعات درجه دوم: در این نوع مطالعات به پشتوانههای فلسفی و شبه فلسفی سیاست پرداخته شده و سعی در تبیین سیستماتیک آن میشود. فلسفه سیاست، اندیشه سیاسی، نظریه سیاسی، مکتب سیاسی و نظام سیاسی نمونههایی از این نوع مطالعات هستند. این نوع مباحث در قلمرو دین قرار داشته و معمولا گزارههای گوناگونی در ارتباط با آنها در قرآن و سنت یافت میشود.
۱. علم سیاست: مجموعه فرضیههای قابل اثبات و ابطال که به بررسی توصیفی- تحلیلی دولت، نهادها و روابطشان با اقتصاد، فرهنگ و… میپردازد. (۵) روشن است که عمل و فعالیت سیاسی به عنوان فن دستیابی به قدرت، متفاوت از دانش سیاست بوده و در واقع نوعی هنر و قریحه به شمار میرود؛ گرچه اطلاعات سیاسی در شکوفایی و تکامل این قریحه نقش به سزایی دارد. (۶) مساله مهم دیگر در این بخش تحدید انتظارات از دین در مطالعات سیاسی اسلام است. آیا اسلام به مباحث علم سیاست نیز پرداخته است و آیا اصولا “علم سیاست اسلامی” معنا و مصداق عینی دارد؟ محمد باقر صدر در کتاب اقتصادنا سعی میکند تمایز روشنی بین دین و علم در مطالعه دانشهای انسانی ارایه داده و مطالعات تجربی را خارج از حوزه اهداف دین و انتظارات ما از آن قرار دهد. تعبیر “الاقتصاد الاسلامی لیس علما بل مذهبا” به صراحت اشاره به این موضوع دارد. بنابراین اسلام متکفل بیان مباحث و موضوعات علمی نیست؛ بلکه تنها به هدایت و ارشاد انسان در ابعاد گوناگون زندگی میپردازد که در این راستا رهنمودهای فلسفی، اخلاقی و اجتماعی در عرصه تنظیم روابط سیاسی انسانها نیز مورد توجه قرار گرفته است؛ اما قوانین و فرمولهای حاکم بر روابط سیاسی تنها از طریق مطالعه تجربی- توصیفی در جوامع مختلف قابل دستیابی بوده و به عنوان پدیدههایی ذاتاً متغیر، خارج از اهداف دین و انتظارات ما از آن میباشد. (۷)
۲. حقوق سیاسی: آن قسمت از حقوق افراد یک کشور که مربوط به اعمال حاکمیت میشود. (۸) حقوق سیاسی اسلام در علم فقه مورد بحث و بررسی قرار میگیرد که محمد باقر صدر با چینش جدید مباحث فقهی، بخش ویژهای به آن اختصاص داده است: عبادات؛ مالکیت عمومی و خصوصی؛ رفتارهای خصوصی (حقوق مدنی)؛ رفتارهای عمومی (حقوق سیاسی) شامل: احکام قضاوت، جنگ، روابط بین الملل، احکام مربوط به اعمال حاکمیت (ولایت عامه) و… . (۹) اساسا نظام و حقوق سیاسی، پیوند عمیقی با یکدیگر دارند؛ تا به آنجا که میتوان از مطالعه و جمعبندی احکام فقهی در مورد حقوق سیاسی به کلیات و مبانی نظام سیاسی اسلام دست یافت. از سوی دیگر نظریات سیاسی اسلام نیز میتواند در استنباط احکام حقوق سیاسی تاثیر به سزایی گذارد. با این همه نباید از تفاوت و تمیز میان آنها غافل شد. گاه برخی با گردآوری و تدوین پارهای احکام فقهی ادعا میکنند که نظام سیاسی اسلام را استنباط و عرضه کردهاند؛ در حالی که فقه از نگاه صدر ماهیتا در صدد بیان نظام و مکتب نبوده و بلکه تنها احکام و وظایف فردی و اجتماعی انسانها را بیان میکند. (۱۰)
همانگونه که ملاحظه شد، توجه به تمایز حوزههای مختلف مطالعات سیاسی میتواند در تعدیل انتظارات ما از دین اسلام و فهم نقش و جایگاه دانش فقه در استنباط نظام سیاسی اسلام تاثیر گذار بوده و از بسیاری سوء تفاهمها پیشگیری مینماید.
رویکرد توصیفی و هنجاری در مطالعات سیاسی اسلام
به طور کلى مباحث سیاسى به دو بخش عمده قابل تقسیم هستند که هر یک روش مناسب و خاص خود را مىطلبد.
۱- مطالعات توصیفى که به شرح و بیان یک جامعه سیاسى و طرح آن در یک چارچوب منسجم مىپردازند. در توصیف یک جامعه سیاسى ممکن است نمونه مورد مطالعه شما یک واقعیت عینى یا یک جامعه فرضى باشد. به عنوان مثال گاه جمهورى اسلامى ایران، حکومت فدرال آمریکا یا هند، اتحاد جماهیر شوروى سابق و … مورد مطالعه و توصیف قرار مىگیرد و گاه جامعه سیاسى اسلام بر اساس مبانى و ساختار آن در قرآن و سنت یا توصیف هر جامعه سیاسى دیگر بر اساس مکتب و مبانى و پیشفرضهاى آن. البته استفاده از هر دو روش نیز امکان دارد؛ به این صورت که یک بار جامعه آرمانى اسلام بر اساس مبانى و مکتب اسلام و بار دیگر واقعیت عینى آن بر اساس نمونههاى آن در طول تاریخ مانند حکومت پیامبر”صلى الله وعلیه وآله وسلم” و امام على”علیهالسلام” توصیف شود.
قابل ذکر است که هر دو روش مذکور مفید و ضرورى است؛ زیرا براى تطبیق یک نمونه خاص از جوامع سیاسى در یک کشور ابتدا باید ساختار آن نمونه به طور دقیق تبیین و تشریح شود و سپس در طول زمان با حرکت از واقعیت موجود به سوى آرمان مقصود، آن را به عینیت رساند.
۲- مطالعات هنجارى که بر اساس مبانى و پیشفرضهاى خاصى به شناخت مشکلات اجتماعى و سیاسى پرداخته و سپس براى درمان آنها، بایدها و نبایدهاى مناسب را تشریع مىکنند. این روش معمولاً به هنگام تطبیق دو نمونه توصیفى فوق (آرمانى و واقعى) استفاده مىشود. یعنى ابتدا دو نمونه مذکور از یک جامعه سیاسى تهیه و تدوین مىشود و سپس با مقایسه آن دو به کاستیهاى نمونه واقعى پى برده و بر اساس اصول و مبانى مورد پذیرش آن مکتب سیاسى به وضع بایدها و نبایدهاى مناسب پرداخته مىشود. (۱۱)
روشهاى تحقیق در علوم سیاسى
۱- متد عقلى بر اساس بینشهاى فلسفى: فلاسفه یونان و فیلسوفان مسلمان همچون فارابى و خواجه طوسى نماینده این رهیافت هستند. شهید صدر اکتفا به روش عقلى و احساس بىنیازى از روشهاى دیگر را نادرست شمرده و موجب محرومیت از فرآوردههاى دیگر متدها مىداند. به نظر وى رهیافت فلسفى قادر به تطبیق عملى دادههاى عقلى نیست مگر آن که از روشهاى تجربى نیز بهره گرفته شود. (۱۲)
۲- متد تجربى بر اساس استقراء پدیدههاى سیاسى و مطالعه آثار و روابط متقابل آنها: علوم و دانشهاى جدید معمولاً بر این روش استوار بوده و گاه نیز آن را به عنوان تنها وسیله دستیابى به حقایق معرفى مىکنند. شهید صدر بر ضرورت استفاده از این روش جهت تطبیق عملى دادههاى عقلى تاکید کرده؛ لیکن آن را به تنهایى کافى و بسنده نمىداند و معتقد است که انحصارگران معرفت به تجربه با انکار متد عقلى، خود را از خدمات عقل بىنیاز و در نتیجه محروم ساختهاند. قرآن در موارد متعدد به لزوم بهرهگیرى از هر دو روش حسى و عقلى اشاره کرده و مردم را به آن دعوت کرده است. (۱۳) بنابراین هیچ یک از این دو روش مزبور جاى دیگرى را نمىگیرند. بلکه در بینش واقعگراى اسلامى هر یک از عقل و تجربه، جایگاه مناسب خود را دارا مىباشند. (۱۴)
۳- متد تاریخى بر اساس مطالعه استقرایى جوامع سیاسى در طول تاریخ: رهیافت ابن خلدون و برخى از سیاستنامههایى که توسط تاریخنگاران اسلامى نگاشته شده است، بر اساس این روش استوار است. شهید صدر بکارگیرى این روش را نیز توصیه نموده و بیان مىکند که قرآن در موارد متعدد به تامل و تدبر در حوادث تاریخى از طریق استقراء سفارش کرده و مردم را به کشف نوامیس طبیعت و سنن تاریخى حاکم بر جهان دعوت نموده است. (۱۵)
۴- رهیافت وحیانى بر اساس قرآن و سنت به عنوان مبناى مطالعات سیاسى: این رهیافت خود به شیوههاى مختلفى به کار گرفته مىشود:
- روش تفسیرى که با محور قرار دادن قرآن سعى در استنباط نظریات اسلام راجع به ابعاد مختلف نظام سیاسى جامعه دارد. در این روش با قرار دادن سؤالات مختلف راجع به امور سیاسى در مقابل آیات و ضمیمه ساختن آیهها مىتوان به پاسخهاى مورد نظر دست یافت. علامه طباطبایى در المیزان و شهید صدر در نظریه خلافت انسان و بسیارى از مفسرین معاصر از اهل سنت و شیعه از این روش استفاده کردهاند.
- روش کلامى که بر اساس قرآن و سنت سعى در استنباط مبانى و مبادى نظام سیاسى اسلام کرده و سپس اندیشهها و نظریات سیاسى را در یک قالب فلسفى مطرح مىکند. این روش بیشتر در میان اندیشمندان اسلامى معاصر همچون علامه طباطبایى، شهید مطهرى، شهید صدر و … به صورت پراکنده مشاهده مىشود.
- روش فقهى که از دیرباز مورد استفاده اندیشمندان اسلامى بوده است. فقهایى همچون مفید، طوسى، ماوردى، حلى، کرکى، نراقى، نائینى، امام خمینى از نمایندگان برجسته این مسلک هستند. شهید صدر نیز در بحث از قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران کم و بیش از این روش متاثر بوده است. (۱۶)
فقه شیعه در اثر دو عامل ذیل از قدرت و توانایى کافى براى ورود به مباحث سیاسى و اجتماعى برخوردار است:
۱- چارچوب عقلانى علم اصول که با پیروزى اصولیون بر اخباریون رواج و گسترشیافت.
۲- تاکید بر لزوم تقلید از مجتهد زنده که توانایى پاسخ به مشکلات و مقتضیات زمانى و مکانى را داراست. (۱۷)
نکته قابل توجه در مطالعات فقهى - سیاسى آن است که فقه در پى بیان احکام و تکالیف شرعى مىباشد؛ لذا بیشتر به محدوده حقوق سیاسى مربوط مىشود.
تفاوت روش تحقیق در نظام سیاسى اسلام با نظامهاى دیگر
از آنجا که نظامهاى غیر اسلامى روش وحیانى را معتبر ندانسته و مورد استفاده قرار نمىدهند بنابراین بهروشنى مىتوان تفاوت متدولوژیک میان آنها را مشاهده کرد. اندیشمند اسلامى با مجموعهاى غنى از اندیشههاى سیاسى که در قرآن و سنت گرد آمدهاند مواجه است. در حالى که اندیشمند غیر دینى از آغاز در صدد ابداع اندیشهها و نظریات سیاسى است. بنابراین نظام سیاسى اسلامى در واقع نوعى پروسه اکتشافى است؛ لیکن نظامهاى دیگر پروسههایى تدوینى و اختراعى هستند. بر این اساس سیر حرکت نظامهاى غیر اسلامى از قاعده و اصول به راس و فروع یا به عبارت دیگر از اندیشه و مکتب به قوانین مىباشد؛ لیکن اندیشمند اسلامى از فروع و قوانین حرکت خود را آغاز کرده و نظام سیاسى اسلام را از خلال آن کشف مىکند.
این تفاوت ماهوى گاه موجب خلط میان حقوق سیاسى در فقه با نظام سیاسى اسلام شدهاست. (۱۸)
روش استنباط نظام سیاسى اسلام
عملیات استنباط مکاتب و نظامهاى اسلامى را از خاستگاه ابتدایى آنها - یعنى نظام عقیدتى اسلام که حاکم بر کلیه نظامهاى دیگر است - آغاز مىکنیم. مفاهیم اعتقادى اسلام چارچوبهاى اولیه براى نظام سیاسى را فراهم مىآورند. سپس جهتگیریهاى کلى را در ضمن نظام اخلاقى اسلام تعیین کرده و پس از آن به سراغ نظام حقوقى اسلام »فقه« مىرویم.
در این مرحله نمىتوان از روش فقهى استفاده کرد؛ زیرا در استنباط احکام فقهى با تفکیک هر مساله و نگاه مستقل به آن به حکم مورد نظر دست مىیابیم؛ این در حالى است که براى نظامسازى نیازمند نگاه کلان به مجموعه قوانین و احکام و ایجاد پیوند میان آنها جهت استنتاج قواعد و بنیانهاى اساسى هستیم. بر همین اساس به ندرت مىتوان یک نظام پیوسته و منسجم را بر مبناى آرا و نظریات یک مجتهد استنباط کرد؛ زیرا نگاه تخصصى در فقه معمولاً نمىتواند مجموعهاى سیستماتیک ارایه دهد. به همین دلیل شهید صدر در اقتصادنا اظهار مىدارد که مباحث کتاب مزبور الزاماً راى فقهى ایشان نیست؛ بلکه گاه از آراء و نظریات دیگر مجتهدان استفاده کرده است. (۱۹)
آسیب شناسى روش تحقیق در نظام سیاسى اسلام
استنباط نظام سیاسى از ستون دین اسلام تنها با گردآورى آیات و روایات و احکام فقهى بدست نمىآید؛ بلکه نیازمند عملیاتى دشوار و پیچیده به نام اجتهاد است بنابراین گاه ممکن است اشخاص به هنگام استنباط دیدگاههاى اسلامى از اندیشههاى شخصى و عوامل محیطى و نفسانى خود تاثیر پذیرند. در این میان فاصله بسیار تاریخى میان مجتهد و عصر پیامبر و امامان موجب تشدید این خطر مىشود. این محذور در اکتشاف نظامهاى اجتماعى اسلام بسیار بیشتر از احکام فردى مشاهده مىشود. براى مبارزه عوامل تاثیرگذار ابتدا باید آنها را شناخت:
۱- سعى در توجیه واقعیت اجتماعى و تفسیر متون دینى بر اساس آن که منجر به تطبیق آیات و روایات با واقعیت بیرونى مىشود؛ در حالى که هدف از استنباط و اکتشاف تطبیق واقع با دیدگاه قرآن و سنت بود.
۲- گنجاندن نصوص دینى در چارچوب یک اندیشه غیر اسلامى و فهم آنها در پرتو آن تفکر.
۳- تجرید و جداسازى دلیل شرعى از شرایط و مقتضیات محیطى (زمانى و مکانى) و فهم آن بدون توجه به موقعیتى که دلیل شرعى در آن بیان شده است.
۴- پیشفرضها و پیشداوریها که موجب انحراف ذهن از منظور حقیقى گوینده مىشود. (۲۰)
منابع نظام سیاسى اسلام در آثار شهید صدر
۱) کتاب الإسلام یقود الحیاة که در نخستین روزهاى پیروزى انقلاب اسلامى در ایران براى طرح جوانب مختلف اندیشه جمهورى اسلامى آن را منتشر ساخت. این کتاب شامل شش بخش است:
الف) “لمحة تمهیدیة عن مشروع دستور الجمهوریة الإسلامیة” به عنوان طرح کلى و پیشنهادى براى قانون اساسى ایران اسلامى.
ب) “صورة عن اقتصاد المجتمع الإسلامى” پیرامون ساختار کلى اقتصاد در جامعه اسلامى.
ج) “خطوط تفصیلیة عن اقتصاد المجتمع الإسلامى” پیرامون توزیع منابع ثروت، تولید و توزیع کالاها، مبادلات بازرگانى و وظایف اقتصادى دولت در جامعه اسلامى.
د) “خلافة الإنسان و شهادة الأنبیاء” پیرامون منشأ و مبناى مشروعیت جمهورىاسلامى.
ه) “منابع القدرة فی الدولة الإسلامیة” پیرامون ساختمان عقیدتى دولت اسلامى.
و) “الأسس العامة للبنک فى المجتمع الإسلامى” پیرامون ساختار کلى نظام بانکدارى اسلامى.
۲) اقتصادنا که به چگونگى نظام سازى اسلامى و ساختار و تفاوت نظامهاى اسلامى با دیگر نظامها پرداخته و نظام اقتصادى اسلام را ارایه داده است.
۳) فلسفتنا که مبانى فلسفى نظامهاى اسلامى را تبیین و مبانى دیگرنظامها را مورد نقد و بررسى قرار داده است.
۴) المدرسة الإسلامیة که درباره بحران سیاسى و اجتماعى جهان معاصر و مقایسه نظام سیاسى اجتماعى اسلام با نظامهاى غربى و کلیاتى درباره اقتصاد اسلامى بحث کرده است.
۵) رسالتنا که مجموعه سرمقالههاى نشریه “الاضواء” است؛ چهار سرمقاله نخست که از آن شهید صدر است، درباره مسائل و مشکلات سیاسى و اجتماعى جهان اسلام بحث مىکند.
۶) فدک فی التاریخ که درباره نخستین نزاع و اختلاف درباره مشروعیت نظام اسلامى بحث کرده است.
۷) البنک اللاربوى فی الإسلام که به ساختار بانکدارى اسلامى و چگونگى آن در نظام اسلامى پرداخته است.
۸) بحث حول المهدى که درباره امام زمان (عج) و انقلاب جهانى وى مىباشد.
۹) بحث حول الولایة که پیرامون نظام شورایى و نظام انتصابى در تاریخ حکومت اسلامى بحث کرده است.
۱۰) الفتاوى الواضحة که رساله عملیه ایشان بوده و در آن به برخى از مباحث کلى درباره نظام سیاسى اسلام نیز اشاره شده است. در مقدمه این کتاب، رساله “موجز فی اصول الدین” آمده که در آن به ویژگیها و شاخصههاى دین مبین اسلام اشاره شده است.
۱۱) المدرسة القرآنیة که سنتهاى اجتماعى و تاریخى حاکم بر جامعه را در قرآن مورد بررسى قرار مىدهد.
۱۲) اهل البیت تنوع ادوار و وحدة هدف که به بحث امامت از دیدگاه تشیع مربوط مىشود.
۱۳) مجموعه مقالات سیاسى و اجتماعى که به طور پراکنده و به صورتهاى مختلف چاپ و منتشر شده است
۱۴) مجموعه سخنرانیها و برخى از دروس جنبى ایشان که به طور پراکنده و به صورتهاى مختلف منتشر شده است.
۱۵) مجموعه پیامها، بیانیهها، نامهها، تلگرافها و مکالمات تلفنى ایشان درباره مسائل مختلف سیاسى و اجتماعى که به صورت پراکنده در دست است.
پانوشتها:
(۱) . Historical Semantics
(۲) . عباس کیالی، موسوعة السیاسة، بیروت، ۱۹۸۳، ذیل ماده “السیاسة و علم السیاسة”.
(۳) . میشل مان، موسوعة العلوم الاجتماعیة، عادل مختار و سعد مصلوح، ۱۹۹۴، بیروت، ص۵۳۶- ۵۳۷.
(۴) . Discipline
(۵) . عباس کیالی، همانجا؛ علی آقابخشی، فرهنگ علوم سیاسی، ۱۳۷۴، تهران، ص۲۶۲.
(۶) . همان.
(۷) . نک: محمد باقر صدر، اقتصادنا، مجمع علمی، ۱۴۰۸ق؛تهران، ص۲۸- ۳۲، ۲۵۳، ۳۳۰- ۳۳۴، ۳۷۷- ۳۸۲.
(۸) . علی آقابخشی، همان، ص۲۶۰.
(۹) . محمد باقر صدر، الفتاوی الواضحة، بیتا، بیروت، ص۱۳۲- ۱۳۴.
(۱۰) . همو، اقتصادنا، ص۳۸۴- ۳۸۸.
(۱۱) . نک: سى.ا.لیدز، مقدمهاى بر علم سیاست، منصور رحمانی و هادی خزاعی، ۱۳۷۷، موسسه عطا، ص ۲۲؛ محمد حسین جمشیدى، اندیشههاى سیاسى شهید رابع، وزارت امور خارجه، ۱۳۷۷، تهران، ص ۵ تا ۷.
(۱۲) . سید محمد باقر صدر، رسالتنا، الدار الاسلامیة، ۱۹۸۱، بیروت، ص۴۲ تا ۴۵.
(۱۳). “افلم یسیروا فی الأرض فتکون لهم قلوب یعقلون بها و آذان یسمعون بها …” حج – ۴۶.
(۱۴) . سید محمد باقر صدر - رسالتنا - ص۴۲ تا۴۵.
(۱۵) . “افلم یسیروا فى الأرض فینظروا کیف کان عاقبة الذین من قبلهم …” یوسف ۱۰۹؛ نک: سید محمد باقر صدر، مقدمات فی التفسیر الموضوعی، دار التوجیه الاسلامیة، ۱۹۸۰، بیروت،ص۴۴.
(۱۶) . سید محمد باقر صدر، لمحة فقهیة… در مجموعه “الاسلام یقود الحیاة”، وزارت ارشاد، بیتا، تهران، ص۱ تا ۱۹.
(۱۷) . شبلى الملاط، تجدید الفقه الإسلامى، دارالنهار، ۱۹۹۸، بیروت، ص۴۸.
(۱۸) . سید محمد باقر صدر - اقتصادنا - ص ۳۸۸ تا۳۹۲
(۱۹) . سید محمد باقر صدر - اقتصادنا - ص ۳۹۵ تا۴۰۰.
(۲۰) . سید محمد باقر صدر - اقتصادنا - ص ۴۰۲ تا۴۲۹.
Print This Post
|
نظر بدهید
آبان ۳م, ۱۳۸۶ ۱۰:۱۶ ب.ظ
۱) مطالعات درجه دو مطالعاتی پیشینی هستند .اسلام و یا هر مکتب فکری دیگری با این گونه استباطات مجوز ورود به آوردگاه سیاست و مطالعات درجه یکی را می گیرند.
۲) اتوپیای اسلامی ومدینه فاضله در تفکر شیعی ریشه عمیق دارد. اعتقاد و انتظار به ظهور که منجر به حوادث و بعضا ایجاد حماسه های تاریخی شده اند کم نیستند . درواقع وجود اینگونه تفکرات اساس ایجاد تفکرات و مطالعات درجه دو می باشند.
۳) اما مطلب اساسی این است تا سده گذشته ورود به مباحث ریشه دار در امور سیاسی توسط حوزویان چندان رایج نبود . بیشتر در انفعال با جامعه به سر می بردند و مانند طرح تحریم تنباکو و یا حضور در مشروطه و یا مجلس و…
۴) ابزار بزرگ حوزه جهت اجتهاد علم اصول می باشد. که نحوه توسعه و انبساط تاریخی آن چندان با متد علمی کلاسیک هم خوانی ندارند با توجه به اینکه این هم علمی است مانند دیگر علوم بنابراین تمامی نواقص ذکر شده برای استفاده از علم در تامین سعادت بشر در این علم هم مستتر می باشد.و چه بسا به خاطر محدود بودن توسعه آن توسط حوزویان دارای نواقصی بیشتر
۵) وجود علوم پیشرفته مدرنی مانند جامعه شناسی و روانشناسی مدیریت و اقتصاد و حتی فیزیک وریاضیات که در اجتهاد حوزه کاربردی ندارند . باعث نوعی مقابله تاریخی حوزه و بدبینی حوزویان با علوم فوق الذکر شده .بطوریکه عمده فقه کنونی توانایی پاسخگویی به مبتلات جامعه را ندارد.
۶) حوزه با تغییرات اجتماعی و فیزیکی چندان میانه خوبی ندارد و تا جایی که بتواند با تغییرات به مقابله می پردازد. بیشتر طرفدار سنت است.
۷) سوال اساسی این است با توجه به مسایل مطروحه حوزه چه مقدار مجوز ورود به مطالعات درجه دو و حتی درجه یک رادارد؟ پاسخ معضلا ت جامعه وتاریخ بسیار ساده داده می شود” ایراد از اسلام نیست از ماست که نمی توانیم اسلام را درست پیاده کنیم ” تاریخ نشان می دهد یا الف ) اسلام واقعی دست نیافتنی است ب) حوزویان توانایی ارایه اسلام وراهنمایی جامعه را ندارند و یا هیچکدام و نباید انتظار بیهوده داشت بهترین نتیجه ای که باید گرفت این است که .”اصولا مفاهیم اسلامی در دل علوم دیگر منبسط می شوند . و حوزویان بخشی از آن گوهر را استخراج می کنند . فقه از هر نوع پویا وغیر پویای آن برای این مطالعات و اصول مکفی نیست . وغیر از فقه حقوق بشر و دیگر اصول عرفی وعقلی نیز باید تدقیق کرد . و ایراد مان را درمفاهیم جستجو کنیم .عملکردها چیزی نیستند جز پایه های فقه ای که با نصایح اخلاقی چاشنی شده اند . ودر جای خود بسیار خوب اما پرگتیکال نیستند.