بررسی و تحلیل انتقادی آثار قرآنی آیتالله معرفت
بارگزارى فايل مقاله (راهنمايى دريافت فايل پيوست)
بررسی و تحلیل انتقادی آثار قرآنی آیتالله معرفت
محمد هادی معرفت از روحانیان پرکار ایرانی در حوزه علوم قرآنی است. او از نخستین دانشمندان شیعی است که به طور مستقل و در سطحی گسترده به مطالعات قرآنی روی آورده و انبوهی از آثار علمی را در این زمینه عرضه کرده است. تفاوت مهم معرفت با دیگر مفسران و پژوهشگران شیعی در حوزه مطالعات قرآنی، توجه ویژه نسبت به مبا حث علوم قرآن است که معمولا در گذشته به طور پراکنده در منابع کلامی، اصول فقه، مقدمات تفاسیر و ذیل پاره ای از آیات مورد بحث قرار می گرفت. از این روی او به نوعی نقش بنیانگذار را در این حوزه ایفا کرده و دریچه پژوهش و مطالعه در موضوعات گوناگون علوم قرآنی را در حوزه علمیه قم گشوده و توسعه و گسترش داد. در این مقاله ابتدا گزارشی توصیفی تحلیلی از آثار قرآنی این اندیشمند معاصر ارایه شده و سپس به بازخوانی این آثار از جهت روششناسی علمی پرداخته شده و به ارزیابی و تحلیل انتقادی گذاشته شدهاند. بدیهی است که انتقادات نگارنده این مقاله به هیچ وجه از ارزش و اهمیت آثار قرآنی آن دانشمند فقید نکاسته و هدف از آن صرفا باروری و شکوفایی بیشتر مطالعات قرآنی است.
گونهشناسی آثار قرآنی: آثار قرآنی آیتالله معرفت در سه رده قابل طبقهبندی هستند:
۱/ مطالعات علوم قرآنی که کتاب «التمهید» بارزترین آنهاست. این کتاب را نه تنها می توان مفصلترین کتاب علوم قرآنی شیعه و چه بسا نخستین کتاب مستقل در این زمینه دانست. التمهید به موضوعات سنتی علوم قرآن با گرایش پر رنگ کلامی پرداخته و مؤلف سعی دارد در رد نظریات مخالف به دیدگاههای نو در عرصه مباحث کلام جدید و فلسفه دین نیز توجه داشته باشد و در ارتباط با برخی موضوعات مانند زبان قرآن، فصل مستقلی اختصاص داده است. اظافه برآن در اثر دیگری از مؤلف با عنوان “شبهات و ردود” به طور مستقل به مجموعه متنوعی از نقدهای شدید کلامی درباره رویکردهای نوین تفسیری که سعی دارند روشها و یافتههای فلسفه دین، کلام جدید، هرمنوتیک، مردم شناسی و تاریخ ادیان را در حوزه فهم قرآن بکار گیرند برمیخوریم.
۲/ گونه دیگر از آثار ایشان تفاسیر موضوعی است. معرفت از مدافعان جدی تفسیر موضوعی بوده و اساسا این گونه از تفسیر را نه تنها نوعی متفاوت در چینش و تدوین مباحث که رویکردی متفاوت از تفسیر ترتیبی می شمرد که در آن به جای غرق شدن در دریای خروشان آیات قرآنی از خاستگاه نیازهای واقعی بشر در هر دوره تاریخی به سراغ متن رفته و پاسخ نیاز خود را در متن و از متن می جوییم. این دیدگاه موجب شده که وی بیشتر در موضوعات جدید و نو به تدوین تفاسیر موضوعی پرداخته و به موضوعاتی چون: تنزیه انبیاء، خاندان پیامبر، ولایت فقیه و جامعه مدنی تمایل نشان دهد.
۳/ آخرین گونه از آثار آیتالله معرفت در سالهای پایانی عمر ایشان به انجام رسید که نوعی تفسیر ترتیبی متفاوت است. تفسیر الجامع الاثری ایشان در یک تقسیمبندی کلی به تفاسیر روایی در برابر تفاسیر درایی اختصاص یافته و هر گونه تفسیر نقلی را مبنای کار خود قرار داده است. نگارش چنین تفسیری تقریبا بیسابقه است. زیرا تفاسیر روایی گذشته صرفا روایات پیامبر یا افزون بر آنها روایات صحابه و تابعان و مفسران نخستین و یا روایات امامان را مبنای کار خود قرار میدادند و از سوی دیگر بیشتر به نقل و گزارش روایات توجه نشان داده و جنبه تحلیلی آنها بسیار کمرنگ است. این در حالی است که تفسیر الجامع الاثری در گسترهای بسیار وسیع به تفسیر نقلی قرآن پرداخته و هر گونه نقلی اعم از پیامبر یا صحابه و یا تابعان و مفسران نخستین و امامان شیعه و اقوال لغویان و .. را مبنای کار خود قرار داده و افزون بر نقل، توجه ویژهای به تحلیل و نقادی از خود نشان داده است.
ویژگیهای روششناختی: آیتالله معرفت، توجه فراوانی نسبت به اصول و قواعد علمی پژوهش نشان داده و افزون بر مجموعه مباحث نظری در حوزه روش تحقیق در مطالعات قرآنی در آثارشان نیز به تطبیق این اصول و قواعد پرداختهاند. مهمترین اصول مورد توجه ایشان در چند بند ذکر میشود.
۱/ تقلیدستیزی و احترام به شک: بزرگترین آفت در پژوهش، تحت تاثیر دیگران قرار گرفتن و گسترش دامنه تقلید در ان است. یک پژوهشگر هیچ پیشباور قطعی نباید داشته باشد و کاملا بیطرفانه با مسائل مواجه شده و به حل آنها بپردازد. یک پژوهش علمی با شک و تردید در همه باورهای گذشته شروع میشود و در ادامه نیز برای انتقال به یقین از هیچ اندیشه یا شخصیتی هر چند مهم و مقدس باشد، تقلید نمیشود. پژوهش یک فرایند عقلی تمام عیار است که نقل در آن هیچ جایگاهی ندارد. آیتالله معرفت با توجه به این اصل مهم چنین میفرماید: «تقلید در صحنههای علمی جایگاهی ندارد. چه در فقه و چه در علوم قرآنی … اساساً به همه چیز با دید شک بنگرید. چون تمام دستاوردهای علمی والا، از شک و تردید ایجاد شده است. این شک است که انسانها را به سوی تحقیقات ارزشمند، سوق میدهد. حتی از شبهات دیگران باید استقبال کرد. چون بسیاری از مسائل مورد غفلت است اما بعد از شبهه متوجه خلاءها میشویم.»۱ از عبارت اخیر ایشان برمیآید که نگاه وی به شبهه کاملا پژوهشمحور است. او شبهه را اعتراضی که حتما باید رد و ابطال شود، نمیبیند؛ بلکه شبهه از نظر وی ممکن است در بخشهایی از آن کاملا وارد و قابل قبول باشد و در واقع منتهی به اصلاح دانستهها و باورهای ما شود. نکته دیگر آن که گاه برای حل یک پرسش به مطالعات فراوان و گذرسالهای زیادی نیاز است. در برخورد با پرسشهای علمی نه فرار از آنها درست است و نه برخورد احمقانه. نه صورت مسئله راا باید از ذهن پاک کرد و نه در رسیدن به پاسخ باید شتاب کرد. چه بسا پرسشهایی که باید سالهای متمادی در ذهن پژوهشگری آماده هضم و فهم گردد و چه بسا پرسشهایی که مطالعات چند نسل را بطلبد و سرانجام تراکم این مطالعات ما را به پاسخ مورد نظر برساند. مطالعه سیر تاریخی اندیشهها، نمونههای فراوانی از این پرسشها را نشان میدهد که پاسخ آنها پس از سالهای متمادی و گذر نسلهای مختلف به دست آمده است. مسئله معاد جسمانی از نمونههای بارز آن است که از باورهای بسیار سادهانگارانه آغاز شد و تا نظریه ژرف بدن برزخی و مثالی ملاصدرا ادامه یافت و تا کنون نیز تلاشها برای رسیدن به پاسخی کاملتر ادامه دارد. بزرگترین خطر در برخورد با پرسشهای علمی سعی در تحمیل پاسخ به آنها به هر قیمتی است. آیتالله معرفت در این باره میگوید: « نباید در نقطهٔ کور به یأس برسیم و بگوییم این از مواردی است که باید منتظر ظهور بود! .. البته نباید عجله کرد. من۳۰ سال تلاش کردم و باز از این موارد دارم که به خواص هم نگفتهام تا حل بشود.»
۲/ توجه به ماهیت بشری دانش: دانشهای دینی از نگاه بسیاری افراد علومی مقدس و فرابشری به شمار میروند و تقدس موضوع مورد بحث آنها به قلمرو خود دانش کشانده میشود. این در حالی است که این علوم همانند هر علم دیگری در حوزه طبیعیات و .. ماهیتی بشری داشته و سیر پیدایش و تحولی را دنبال کره و در هر دورهای ممکن است شاهد دگرگونی اساسی باشند. آیتالله معرفت در این باره میگوید: «من علم تفسیر را بشری میدانم و انسانها بودند که این علم را به وجود آوردند… و چون بشری است رو به پیشرفت و تعمیق است.» بنابراین هیچ تقدسی برای یک شخصیت علمی یا نظریه علمی فرض نمیشود و زمینه برای تحول و دگرگونی دانشهای دینی همانند دیگر علوم همواره گشوده است: « نباید در بند این باشم که همه مطابق من حرف بزنند. هیچ صاحب نظری هم برای رأی خودش قداست قائل نیست و اگر کسی خود باخته آرای خودش باشد جاهل است.» نگاه تقدس به این دانشها از عوامل اساسی رکود آنها بوده، جرأت و شهامت لازم برای اجتهاد و تحول علمی را از بین میبرد. مقدسبودن خدا نباید به تقدس الهیات بیانجامد و مقدس بودن قران نباید تقدس علوم قرآنی و تفسیر را در پی داشته باشد. به عبارت دیگر بنا به تفکیک معرفتشناختی مشهور باید بین دو مقوله دین و معرفت دینی تمایز نهاد.۲ دین مقدس است؛ اما معرفت دینی نه تقدس دارد و نه ایستگاهی نهایی که نتوان از آن پا فراتر نهاد.
۳/ پرهیز از جزمانگاری: یکی از پیامدهای تقدسبخشی به معرفت دینی، جزمانگاری۳ است که مانع از طرح آرای جدید و پیشرفت دانشها میشود. از آن جا که ابزارهای مختلفی در فهم قران تاثیر گذارند و هر یک از آنها در معرض تحول و پیشرفت هستند، هر آن ممکن است تحولی در فهم ما از قرآن نیز پدید آید. برای نمونه آیتالله معرفت مثال روشن و گویایی در این باره میآورند: « قرآن مسأله ذوالقرنین را مطرح میکند. عدهای از ابزار تاریخ برای تفسیر استفاده میکنند و میگویند این شخصیت جهانی باید در تاریخ ثبت شده باشد و کسی جز اسکندر مقدونی نمیتواند باشد. اما دلایلی هست که ثابت میکند او نمی تواند عبدصالح خدا باشد. اسکندر انسان شهوتران و ستمگری بود که تمام فرهنگ و علم و آداب ایران را از بین برد و به بشریت خیانت کرد. فخررازی به این مسأله توجه نکرده و اسکندر را ذوالقرنین مینامد. اخیراً هم آقای ابوالکلام آزاد با تتبع در تورات و مطالعهٔ تاریخ، ذوالقرنین را با کورش تطبیق میدهد. اما ما میگوییم همینجا هم باید گفت احتمال دارد کورش باشد و چه بسا در آینده، شخصیت دیگری پیدا شود. پس دانش عقلی و نقلی بشر اگر ابزار تفسیر قرآن شود باید با کلمه یحتمل همراه باشد.» از همین روی است که قرآن در برخورد با مسائل علوم تجربی که ماهیتی تغییرپذیر دارند، با احتیاط و احیانا ابهام از آنها میگذرد تا زمینه تناقض و تضاد را با هیچ یک از نظریات علمی فراهم نیاورد. آیتالله معرفت با نقل مطلبی از سید قطب به این مسئله نیز توجه دادهاند و آن را مبنایی برای تفسیر علمی قرآن میشمرند: « قرآن مسائل علمی را مبهم میگذارد چرا که قرآن از واقع اطلاع دارد، اما اگر تصریح کند ممکن است دانشمندان آن روز که به علم خود قطع دارند، با قرآن مخالفت کنند. لذا قرآن خود را درگیر نمیکند و از ورای آن رد میشود تا در طول تاریخ هر چه علم پیشرفت کند دانشمندان، قرآن را با نظریات علمی در تعارض نبینند.»
۴/ اصالت نقادی: یکی از دلایل پیشرفت سهمگین دانشها در مغرب زمین تغییر نگاه دانشمندان نسبت به موضوع دانش بوده است. دانش در گذشته صرفا مجموعهای از تصورات و تصدیقات مطابق با واقع فرض میشد و گسترش آن صرفا به معنای کشف موضوعات جدید تلقی میشد؛ اما در عصر جدید دانش به ماشین نقد تبدیل شد. دانشمند همانند یک دستگاه حفاری عمل میکند که به شکل مستمر اندیشهها و نظریات موجود و حتا خودش را میکاود و بر آن خرده میگیرد و از نو میسازد و همچنان این عمل ادامه دارد. بنابراین نقد نه تنها مرحلهای از دانش است که ماهیت زیربنایی آن به شمار میرود.۴ آیتالله معرفت در عبارتی به این اصل مهم اشاره کرده: « مکرراً گفتهام که نقد کنید و فکرتان را به کار بیاندازید. زمانی که مجله کیهان اندیشه، مقالات قرآن را برای بازبینی پیش من میفرستاد. مقالهای آورده بودند از دانشجویی از دانشگاه امام حسین(ع) که نظر بنده و آقای خویی را مقارنه و مقایسه کرد و مرا محکوم کرده بود.من دیدم بسیار متین و طبق اصول حرکت کرده، نوشتم این یکی از معتبرترین مقالههای علوم قرآنی است. با این که میتوانستم رفع اشکال کنم. چون تأکید من بر روش عقلی است نه نقلی.» در ضمن آرای علمی ایشان نیز به موارد متعددی برمیخوریم که در برخی دیدگاههای نسبتا مورد اتفاق همه تردید کرده و زمینه را برای گسترش قلمرو دانش در آن بخش باز نمودهاند. توجه به اغلاط رسمالخطی قرآن از نمونههای بارز این ادعا است. تا پیش از ایشان کمتر کسی به خود این جرئت را داده که بر رسم الخط قرآن خرده گیرد و گویا تقدس قرآن بر رسم الخط آن که مقولهای کاملا بشری است چیره شده بود. نمونه دیگر از نقدمداری آیتالله معرفت را میتوان در برخورد ایشان با روایات تفسیری در کتاب «التفسیر الاثری الجامع» مشاهده کرد. ایشان در مقدمه کتاب از ضرورت نقد جدی روایات تفسیری یاد کرده و در ضمن تفسیر سوره حمد نیز فراوان به نقد روایات مبادرت ورزیده است.۵
۵/ بیطرفی علمی: یکی از آفتهای اساسی دانشهای دینی، اثرپذیری فراوان آنها از اعتقادات مذهبی و فرقهای افراد است که در بسیاری موارد مانع از پیدایش یک منظومه دانشی حقیقی و بینالاذهانی است. در فضای فرقهای هر کس دانش خاص مذهب خود را بنا مینهد و به تعداد مذاهب و گاه بیشتر دانشهای موازی پدید میآید که در روش بحث و رهیافتها و .. اختلاف نظر اساسی دارند. آیتالله معرفت در حد امکان تلاش کرده از این آفت روششناختی پرهیز کرده و در مطالعات خود با نگاهی نسبتا فرافرقهای روایات و آراء و اندیشهها و نظریات دیگر مذاهب را نیز بکار گیرد. نمونه بارز این ویژگی مثبت را میتوان در کتاب «التفسیر الاثری الجامع» مشاهده کرد. وی در این کتاب بدون تعصب و هراس از اعتبار نسبی روایات صحابه و تابعیان سخن گفته و استفاده از آنها را در فهم قرآن در صورت برخورداری از شرایط گزارشهای علمی معتبر میشمرد۶ و در ضمن تفسیر سوره حمد نیز فراوان به اقوال ایشان استناد میکند.۷
تحلیل انتقادی: نقش پیشگامی و بنیانگذاری آیتالله معرفت در حوزههایی از مطالعات قرآنی و انبوه مطالعات قرآنی ایشان و نیز سیر طبیعی تحول و پیشرفت دانش به طور طبیعی زمینههای انتقاد را همانند اندیشههای هر اندیشمند دیگری فراهم آورده است. در بخش پایانی این مقاله اشاراتی کوتاه و گذرا به محورها و سرفصلهایی خواهد شد که نوعی نقد را درباره اندیشههای ایشان دربردارد.
مطالعه درباره متون کهن تاریخی کاری بس پیچیده و دشوار است و ابزارهای فراوانی را میطلبد؛ به ویژه اگر این متن یک متن مقدس باشد که اقتضائات پیچیدهتری نسبت به یک متن تاریخی معمولی داشته و گاه ابزارها و ادوات بیشتری و نیز تلاش فزونتری برای مطالعه و تحقیق را طلب میکند. این مشکل اختصاصی به ما مسلمانان ندارد و در غرب نیز مجموعه فراوانی از پژوهشگران درباره متون تاریخی و نیز نوع مقدس آنها مطالعه و تحقیق میکنند و برای این منظور از دانشهای متعددی بهره میگیرند که در یکی دو سده و یا احیانا دهههای اخیر پدید آمدهاند. برای مثال امروزه مطالعه درباره قرآن بدون آشنایی با برخی شاخههای زبانشناسی نوین تقریبا غیر ممکن است. چگونه میتوان معنای واژگان و مفردات قرآنی را به درستی فهمید؛ بدون آن که از ریشهشناسی۸ چیزی دانست و از آن در فهم معانی کلمات بهره گرفت. آیا واقعا کتابهای لغت زبان عربی که دستکم ۱۵۰ سال پس از قرآن تدوین شدهاند، منابع معتبر و مطمئنی برای فهم دقیق و درست معانی کلمات قرآن هستند؟ و یا آن که راهحلهای دیگری نیز وجود دارد که از جمله مهمترین آنها بهرهگیری از ریشهشناسی و معناشناسی تاریخی است.
قرآن علی رغم باور به جاودانگی آن، به هر روی متنی تاریخی میماند که در دورهای معین و منطقه جغرافیایی مشخص و در تعامل با آن شکل گرفته است. این دوره زمانی و منطقه جغرافیایی بخشی از سیاق متن قرآن را تشکیل میدهد که نمیتوان با حذف آن و یا بیتوجهی به آن فهمی درست و دقیق از آن داشت. آیتالله معرفت نیز همانند بیشتر مفسران نسبت به این سیاق بیتوجه بوده و آن را در فهم قرآن چندان لحاظ نمیکنند و یا حداکثر در حد ذکر برخی اطلاعات استطرادی و جانبی و حاشیهای اشارهای به وضعیت تاریخی عصر نزول داشته و آن هم بدون آن که نقد و تحلیل تاریخی کافی و کاملی از آن ارایه دهند. این در حالی است که اگر بدانیم جامعه عرب عصر نزول از چه نظام اخلاقی و ارزشهای اجتماعی و قوانین حقوقی و عادات دینی برخوردار بود، فهم بسیاری از آیات متفاوت خواهند شد. مثلا این که آیه قصاص در جامعهای که حکم اعدام قاتل در آن وجود ندارد و حال قرآن میخواهد این حکم را تاسیس کند، نسبت به جامعهای که افزون بر قاتل، وابستگانش را نیز به قتل میرساند و قرآن میخواهد به مقابله با آن برخیزد، کاملا متفاوت است.۹ و یا آن که حکم ازدواج متعدد در جامعهای آمده باشد که نظام تکهمسری در آن رواج داشته و قرآن آن را الغا کرده و ازدواج را به بیش از یک همسر تعمیم داده و یا نظام چندهمسری در آن رواج داشته و قرآن آن را تقلیل داده است، کاملا متفاوت خواهد شد.۱۰ و یا تشخیص خطابهای قرآن به منکران پیامبر که هر یک از آنها چه گروهی بودهاند چه عقایدی داشتهاند و دلیل مخالفت آنان با پیامبر و واکنش تند و یا ملایم قرآن علیه آنان چه بوده است، بدون تردید نیاز به اطلاعات فراوانی از سیاق تاریخی متن است.۱۱
تلاش ارزشمند آیتالله معرفت در اثبات اعتبار متن قرآن و نقد اندیشه تحریف، به اعتبار و گسترش بیشتر مطالعات قرآنی انجامیده است. با این حال به نظر میرسد که این تلاش گرانبها موجب بیتوجهی و حذف عنصر مهمی در تفسیر قران و استنباط از آن شده است. مفسران از دیرباز به مسئله اختلاف قرائات توجه داشته و نقش آن در تفسیر قرآن را لحاظ میکردند. معمولا مفسران نخستین به یک قرائت مشخص مانند قرائت مشهور امروزی (حفص از عاصم) پایبند نبوده و جای به جای و آیه به آیه با برخوردی اجتهادی و بر اساس قواعدی علمی به گزینش قرائت معتبر از نظر خودشان پرداخته و آن را مبنای تفسیر خود قرار میدادند. از این نگرش رایج در گذشته با عنوان «اصحاب اختیار» یاد میشود. شیوه اختیار در قرائات را میتوان به گزینش اجتهادی از میان قرائات موجود بر اساس قواعد و ضوابطی تعریف نمود.۱۲ این جریان در آغاز به این صورت بود که یک راوی با مبنا قراردادن چند قرائت معتبر از میان آنها بر اساس شهرت، گزینشی بیشتر با هدف وصول به سندی عالیتر یا قرائتی مشهورتر پدید میآورد.۱۳ از نخستین نمونههای این اختیارها میتوان به طلحة بن عمرو بن کعب کوفی(د ۱۱۲) تابعی و شاگرد مخصوص اعمش و استاد کسایی؛ قتادة بن دعامه سدوسی بصری (د ۱۱۷) شاگرد ابوالعالیة و انس بن مالک و سعید بن مسیب و استاد ابوعوانه اشاره کرد.۱۴ این نوع از اختیار بر بسیاری از قرائات مشهور در زمره قرائات سبعه نیز صدق میکند؛ برای نمونه به عبارتی از نافع مدنی توجه کنید: “قرات علی سبعین من التابعین فما اجتمع علیه اثنان اخذته و ما شذ فیها واحد ترکته حتی الفت هذه القرائة”.۱۵ در دوره بعد شاهد نظریهسازی و تعیین معیارهایی جامعتر هستیم. در عمده این اختیارها به سه عامل اساسی “مطابقت با دستور زبان عربی”، “دارای استناد بر مبنای سنت نقل شفاهی” و “سازگاری با مصحف عثمان” و گاه نیز به “برخورداری از تفسیری درست و معتبر” اشاره شده است. از همین روی مدارس نحوی خود دربردارنده موارد متعددی از اختیار هستند؛ گرچه به طور رسمی از بسیاری از آنان در زمره اصحاب اختیار یاد نشده است. نگاهی گذرا به “الکتاب” سیبویه (د ۱۸۰) و “معانی القرآن” فراء (د ۲۰۷) و اخفش (د ۲۱۱) موارد متعددی از اظهار نظرهای اجتهادی بر مبنای دستور زبان عربی را فراروی ما مینهد. نکته جالب توجه در این آثار آن است که برخی همچون سیبویه، التزام به مصحف عثمان را نیز مراعات ننموده و آزادانهتر به اجتهاد در قرائات پرداختهاند؛ امری که گرچه در سده اول تا حدودی وجود داشت ولی بعدها جرم و بدعت بزرگی به شمار رفته و میتوانست مجازات قتل را به دنبال داشته باشد که ماجرای ابن شنبوذ (د ۳۲۷) نمونهای از آن است. در بین مفسران نیز طبری در جامع البیان و طبرسی در مجمع البیان شیوه اختیار را در پیش گرفته و الزاما در همه آیات به یک قرائت پایبند نبودهاند. به نظر میرسد امروزه علیرغم پایبندی به قرائت مشهور حفص از عاصم در فضای عمومی جامعه میتوان در حوزههای تخصصی مانند تفسیر و فقه و .. باب اجتهاد در قرائات را گشود.
سه محور پیشگفته از نظر نگارنده، مهمترین انتقادات وارده به اندیشه و آثار قرآنی آیتالله معرفت است؛ علی رغم آن که دیگر بار تصریح میکنم که این انتقادات از ارزش و اهمیت و جایگاه علمی ایشان و اندیشههایشان نکاسته و چه بسا حتا برخی از قرآنپژوهان با این انتقادات مخالف بوده و آن را وارد نشمرند.
پانوشت ها
۱. نقل قولهای مستقیم در این مقاله که بین دو گیومه محصور شدهاند، همگی از مصاحبه مجله بینات با آیتالله معرفت در ویژهنامه تکریم از ایشان برگرفته شده است.
۲. این تفکیک معرفتشناختی تحت تاثیر اندیشههای کانت پدید آمده است. وی با کشف دریچههای ذهنی بین دو مقوله نومن و فنومن تفکیک قائل شد و نسبتی بین آن چه در بیرون واقع است و آن چه در ذهن پدیدار میشود، برقرار کرد. بنابراین همواره فاصلهای بین واقعیت خارجی و تصور ذهنی وجود دارد که به طور مطلق قابل حذف نیست؛ گر چه میتوان در دوری و نزدیکی این فاصله تصرف کرد. دسترسی انسان به تمامیت دین هرگز امکانپذیر نیست؛ اما تلاش برای برقراری نسبتی نزدیکتر به آن ممکن است. نتیجه روششناختی این تفکیک آن است که فرایند پژوهش و مطالعه همواره ادامه دارد و هیچ نقطه پایان و ایستگاهی برای آن فرض نمیشود. برای مطالعه بیشتر درباره اندیشه کانت در این باره به کتاب فلسفه نقادی کانت- دکتر کریم مجتهدی- انتشارات امیر کبیر- چاپ دوم ۱۳۷۸- تهران مراجعه کنید و برای تفکیک دو مقوله دین و معرفت دینی به کتاب قبض و بسط تئوریک شریعت، عبد الکریم سروش، انتشارات صراط، تهران مراجعه کنید و نیز گزارشی کوتاه در این باره را در مقاله «نسبت هرمنوتیک و تفسیر» رواق اندیشه، شماره ۱۴، بهمن ۱۳۸۱ و نیز گلستان قرآن، سال ۱۳۸۱ببینید.
۳. Dogmatism
4. برای آگاهی بیشتر در این باره کتاب زیر را ببینید: حفریات المعرفة، میشل فوکو، ت: سالم یفوت، المرکز الثقافی العربی، دارالبیضاء، ۲۰۰۵/
۵. برای نمونه نک: التفسیر الاثری الجامع، ۱/۳۳- ۳۶ و ۵۰۳ و ۶۱۹ و ۶۲۰/
۶. التفسیر الاثری الجامع، ۱/۹۸- ۱۰۵/
۷. برای نمونه نک: التفسیر الاثری الجامع، ۱/۵۲۸ و ۵۳۰- ۵۳۱ و ۵۳۵- ۵۳۶/
۸. در این باره برای آگاهی بیشتر به مقالهای از نگارنده با مشخصات «درآمدی بر کاربرد ریشهشناسی در مطالعات تاریخی» نشریه کتیبه، شماره سوم، آبان ۱۳۸۴مراجعه کنید و نیز مقدمه آقای فریدون بدرهای و مقدمه آرتور جفری بر کتاب واژگان دخیل در قرآن را ببینید.
۹. برای آگاهی بیشتر به مقاله نگارنده با مشخصات «کنکاشی پیرامون آیه قصاص»، مجله اندیشه صبح، ش۸، سال ۱۳۸۲ مراجعه کنید.
۱۰. در این باره به مدخل خانواده در دایرةالمعارف قرآن کریم مراجعه فرمایید.
۱۱. جواد علی در کتاب المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بخش مربوط به دیانات عرب قبل از اسلام در این باره اطلاعت جامع و فراوانی ارایه کرده است.
۱۲. نک: عبدالهادی الفضلی، القرائات القرانیة تاریخ و تعریف، دارالمجمع العلمی، جده ۱۳۹۹، ص۱۰۳؛ ونیز: محمود احمد الصغیر، القرائات الشاذه و توجیهها النحوی، دارالفکر، دمشق، ۴۱/
۱۳. نک: الصغیر، همان جا.
۱۴. درباره این افراد ونیز نمونههای دیگر نک: ابن جزری، غایةالنهایة، ج۱ص۱۹۹و۳۴۳وج۲ص۲۵و۲۶۵/
۱۵. مکی بن ابی طالب القیسی، الابانه عن معانی القرائات، دارالمامون، دمشق، ۱۹۷۹، ص۳۸/
Print This Post
|
نظر بدهید
تیر ۳۱م, ۱۳۸۶ ۳:۵۰ ق.ظ
به نام خدا
سلام بر شما
راه اندازی پایگاه را به شما تبریک عرض می کنم. من آن را در لینکستان قرآن و حدیث لینک دادم. آدرس لینکستان: http://qulink.mihanblog.com
در ضمن دوست داشتم از تجربه شما در این زمینه استفاده کنم.
موفق باشید و معمور
اسفند ۴م, ۱۳۸۶ ۹:۴۱ ق.ظ
سلام!
استاد گرامی جناب آقای دکتر معموری
باید دوباره تاکید کنم همان طور که یک بار سر کلاس عرض کردم، در رابطه با شبهات علوم قرآنی، نیاز است که به صورت جدی در مسئله «کربلایی کاظم» و القای قرآنی به وی در عصر حاضر که مطابق قرائت مشهور بین مسبمانان است، تامل فرمایید.
با سپاس
اسفند ۲۸م, ۱۳۸۶ ۹:۱۲ ق.ظ
دوست عزیزم جناب آقای عبداللهی
ماجرای کربلایی کاظم یک تجربه روحی است که نمونه آن در بسیاری دیگر از ادیان یافت میشود و این گونه حوادث در بحث از موضوعات علمی حجیت و اعتبار ندارد و حتی در فقه نیز حجیت شرعی ندارد؛ زیرا این نوع کرامات در غیر معصوم، تهی از خطا و اشتباه نیست. افزون بر آن در روایات چندی از امامان به شیعیان سفارش شده که همانند دیگر مسلمانان قرآن را بخوانید و بنابراین قرآنی که به کربلایی کاظم آموخته شده بود ، نیز باید همانند قرآن معمول باشد و این به آن معنا نیست که باب اجتهاد و پژوهش در حوزه قرائات بسته است و امامان قرائت موجود را صد در صد تایید کرده اند؛ بلکه این سفارش جهت پرهیز از تفرقه بین مسلمانان بوده است. دوست عزیزم! بدترین آسیبی که به قرآن میتوان وارد کرد برخورد خطابی و عامیانه با آن و جلوگیری از طرح چالشهای مهم علمی درباره آن است
با آرزوی موفقیت و سلامتی مدام
علی معموری
اسفند ۲۸م, ۱۳۸۶ ۹:۱۵ ق.ظ
با سلام خدمت استاد عزیزم معموری
باید عرض کنم مخالفت با خرافات و خواب و دخالت دادن آن با مسائل علمی مرام من است و مقالات و یادداشت هایی مربوط به همین نوشته ام.
اما مسئله معجزه و کرامت چیز دیگری است . این هر دو از ناحیه عصمت صادر می شود و در صورت اثبات صداقت شخص مورد نظر
، نقصی به منبع و مورد اعجاز و کرامت وارد نیست.
به راستی چگونه شخصی بی سواد از نزول وحی سخن می گوید و ما پس از قرن ها آن را می پذیریم؟
این کدامین غمزه است که ماه مجلس را مسئله گوی مدرسان کرده است؟
ایا نه آن که در دل معجزه و کرامت نشانه هایی هست ؟
آنان که از نزدیک با مرحوم کربلایی کاظم صحبت کرده اند کیفیت ویژه ای از این کرامت نقل می کنند نه تنها حفظ آیات بل تسلط بر نعداد حروف و عکس خوانی و ناتوانی در خواندن غیر قرآن . که خوب است در این زمینه به مستندات کتبی و شفاهی مراجعه موشکافانه شود . ائمه هدی نیز این گونه در باره قرآن، نمود نداشتند که مثلا سریع کلمات وسط آیات سوره ها و قرآن را بیایند یا به عکس بخوانند و … اما خود آنان به اذن خدا این کرامت را نصیب کربلایی کرده اند به خاطر اخلاصش.
قرآن نیز کتاب واحدی است که تفصیل و بیان و جمع و حفظش بلاواسطه به عهده خداست .
کربلایی هم گزارشی شفاهی از این معجزه پس از قرن هاست .
فهم و بیان چیستی وحی و کرامت قرآنی با سایر متون بشری متفاوت است .
این یک ارتباط فوق بشری است که با ابزار و مقدمات خود قابل درک است.
تلاش دانشمندان نیز باید صرف دریافت پیام های هدایتی قرآن باشد نه صرف عمر در شیوه قرائت زید و عمرو که به ظن خود یار قرآن شده اند و جز اختلاف نیافزوده اند.
قرآن سینه به سینه به ما رسیده و کرامت کربلایی هم یکی از مویدات آن است و نه تنها موید.
چگونه ممکن است پیامبر و اهل بیت قرائات متعدد بلا علم را تایید کنند که جز به بی معنی شدن متن نمی انجامد؟
بله قرآن حاضر نظام خاصی دارد و به ترتیب نزول نیست و تبیینات پیامبر ذیل آیات آن نیامده اما متنی ثابت و بلا خدشه دارد .
ما به جای آن که در پی استخراج و تدوین نظام های قرآنی برای جامعه و خانواده باشیم نباید به دنبال تحمیل برداشت های عصری و دلخواه به قرآن باشیم و قران را متاثر از فرهنگ زمان یا عصر جاهلی بدانیم که امروز نیاز به بازنویسی داشته باشد!
با سپاس و نوروز تان پیروز
اسفند ۲۸م, ۱۳۸۶ ۹:۱۸ ق.ظ
دوست عزیزم
خواب، مکاشفه، کرامت و یا هر چیز دیگری که بنامید، نه از جهت فقهی حجیت شرعی دارد و نه از جهت علمی اعتبار دارد. تنها چیزی که حجیت کلامی آن ثابت شده است، معجزه میباشد که تعریف آن در منابع کلامی به طور دقیق آمده و شامل مواردی مانند کربلایی کاظم نمیشود. چرا اندکی به خود زحمت نمیدهید و به منابع کلامی و فقهی خودمان مراجعه نمیکنید و نظر خود را به شکل علمی بیان نمیکنید. چرا اصرار بر خطابه گویی و عوامانه سخن گفتن است. اگر علاقه مند به مطالعه در این موضوع از منظر فقهی و کلامی هستید میتوانم منابعی را خدمتتان معرفی کنم
نکته دیگر آن که فراموش نکنید عقل در نگاه اهل عدل و توحید که ما شیعیان نیز در زمره آنها هستیم، مقدم بر وحی است و این عقل است که ما را به وحی رهنمون میسازد. مطالعه در تاریخ قرآن و شناخت قرائات و اجتهاد در یافتن قرائت صحیح و موضوع اختلاف مصاحف و … از موضوعاتی است که پیش از ورود به قرآن مطرح میشوند و نمیتوان با استناد به قرآن و یا هر گونه دلیل درون دینی دیگر به آنها پاسخ داد. سنخ این مسائل تاریخی است و تنها راه بررسی آنها و کشف نظر درست در آنها بررسی تاریخی است. چرا از بررسی تاریخی میهراسیم؟ آیا جز آن است که حوصله مطالعه دقیق علمی را نداریم و یا میهراسیم که به نظری مخالف نظر رسمی برسیم؟ آیا این نوعی تقلیدگرایی نیست که قرآن خود ما را از آن پرهیز داده است.؟! جالب آن است که حتی دانشمندان گذشته ما نیز مانند شما فکر نمیکردند. فقط کافی است به تفاسیری مانند مجمع البیان و التبیان مراجعه کنید و یا به منابع فقهی متقدم تا ببینید که چگونه برای موضوع اختلاف قرائات اهمیت قائل شده و خود را ملزم به پذیرش قرائت مشخصی مانند حفص از عاصم نبوده اند و در این زمینه نیز دست به اجتهاد میزنند. اسفا که در روزگار تقلیدپروری و تحقیق ستیزی به سر میبریم
سالی سرشار از شادی و موفقیت برایتان آرزو می کنم
علی معموری
با عرض سلام و تحیت خدمت دکتر معموری!
۱/ ابتداء از بیان دیدگاههای علمی و نقد نظرات استاد فقید علامه شیخ محمد هادی معرفت (قدس سره) صمیمانه تشکر می نمایم. ایشان همواره بر نقد دیدگاههای خود تاکید ورزیده و از آن استقبال می نمودند.
۲/ اما در خصوص قراءآت مختلف قرآن به نظر می رسد که حق با علامه معرفت بوده باشد.قبول داریم که قرآن کریم دارای وجوه مختلف و معانی گسترده باطنی است ولی تعدد قرائآت آنرا قبل از ایفای نقش هدایتی به یک کتاب اختلاف بر انگیز و جنجالی در میان امت اسلامی تبدیل می کند. کتابی که برای انسجام و وحدت نازل شده است.
دلیل دیگر دیدگاه علامه معرفت (قدس سره) برخی روایاتی است که صریحا بر وجود یک قرئات قرآنی تاکید می ورزد:
۱) زراره بن اعین از امام باقر (ع): إن القرآن واحد نزل من عند واحد و لکن الإختلاف یجئ من قبل الرواة. (کافی، ۱/۶۳۰/۱۲)
۲) فضیل بن یسار (با سند صحیح) از امام صادق (ع): إن الناس یقولون: إن القرآن نزل علی سبعة احرف. فقال (ع): کذبوا اعداء الله و لکنه نزل علی حرف واحد من عند الواحد. (کافی، ۱/۶۳۰/۱۳).
البته می توان در این خصوص بحثهای گسترده ارائه نمود.
با آرزوی سلامتی و پیروزی!