سفر مشهد: بهداشت و اطلاع‌رسانی؛ زیارت وداع؛ برگه‌های جریمه

تابستان گذشته فرصت نشد خانواده‌ام را به مسافرت ببرم. از این روی تصمیم گرفتم آنان را برای شب‌های قدر به مشهد ببرم و در برگشت نیز از راه جاده شمال سری به جنگل گلستان و دریای خزر بزنیم. از چند روز قبل آمادگی سفر کسب کرده و برای پسرم نیز چند روز مرخصی از مدرسه گرفتم و روز هجدهم ماه رمضان با ذوق و شوق فراوان به راه افتادیم تا سفری زیارتی و سیاحتی را پشت سر گذرانیم. چند ساعت نخست به خیر و خوشی گذشت تا آن به نزدیکی‌های سمنان رسیدیم و از آن جا به بعد داستان سفر مشهدمان دیگرگون شد.

ضرورت اطلاع‌رسانی در امر بهداشت
نزدیکی‌های سمنان برای خواندن نماز مغرب و عشاء در یک فضای سبز توقف کردیم و پسر و دخترم مشغول بازی با تاب و سرسره شدند. پس از نیم ساعت توقف به راه افتادیم؛ اما به محض حرکت دخترم به اسهال و استفراغ بسیار سختی گرفتار شد. با سرعت زیاد خود را به دامغان رساندیم و دخترم را به بیمارستان بردم. دکتر کشیک بیمارستان بدون هیچ معاینه‌ای دستور بستری دخترم را داد و جالب آن که نام داروها را از گوشی همراه خود جستجو می‌کرد و در نسخه می‌نوشت. داروها تنها یک سرم مغذی بود و یک آمپول ضد استفراغ. از ماندن در چنین بیمارستانی نومید شده و تصمیم گرفتم دخترم را مرخص کنم و با سرعت تمام خود را به مشهد برسانیم تا آن جا مورد معاینه و مداوای بهتری قرار گیرد. سرانجام فردای آن روز با سختی فراوان به مشهد رسیده و بلافاصله دخترم را که چون جسدی بی‌جان بر دستانم افتاده بود به پزشک متخصص رساندم و او نیز بلافاصله دستور بستری در بیمارستانی را داد. وقتی که دلیل بیماری را از پزشک جویا شدم، در پاسخ به من گفت که از مدتی پیش یک اپیدمی عفونت روده در مناطقی از استان سمنان و خراسان شایع شده که از طریق هوا قابل تسری است و دختر شما به این عفونت دچار شده است. به هر حال دخترم در بیمارستان بستری شد و مادرش به همراه او در بیمارستان بود و من و پسرم که ناگزیر بودیم هر یکی دو ساعت یک بار به آنها سر بزنیم و دارو و مواد لازم را برای آنها تهیه کنیم ناچار نتوانستیم به هتلی که از پیش رزرو کرده بودیم منتقل شویم و در کنار بیمارستان درون ماشین اتراق کردیم؛ به این امید که حداکثر تا فردا بهبودی حاصل شده و یکی دو شب آخر را با هم به هتل منتقل شویم؛ اما آثار بهبودی تا فردای آن روز در دخترم هویدا نشد و پزشک متخصص نیز که تنها یک بار در روز به بیمارانش سر می‌زد و دیگر پزشک متخصصی در بخش حضور نداشت، نظر به ماندن وی برای چند روز دیگر در بیمارستان داد. در این بین تلاش کردم اتاقی ویژه در بیمارستان به دست آورم تا همه در کنار دخترک باشیم؛ به ویژه آن که وی بیش از اندازه به من وابسته است و امکان ورود مردان به بخش کودکان نیز وجود نداشت. اما متاسفانه بیمارستان چنین امکاناتی را در اختیار نداشت. به هر روی دو سه روزی به همین منوال گذشت و ما نومید از بهبودی و نگران مدرسه‌ها و سختی‌های شهر غربت به فکر چاره دیگر افتادیم. بلافاصله برای همسر و فرزندانم بلیط هواپیما گرفته و نیمه شب بیست و دوم ماه رمضان آنان را راهی تهران کردم تا از آن جا نیز با یک ماشین دربست به سرعت به قم برگردند و در صورت لزوم دخترم در شهر خودمان بستری شود. کاش اطلاع‌رسانی کامل و جامعی در امر بهداشت وجود داشت و من پیش از سفر از وجود شیوع این بیماری در مناطق بین راه خبر داشتم و از راه دیگری به مشهد می‌رفتم و کاش بیمارستان‌های ما مجهز به امکانات استاندارد رایج در دنیای پیشرفته امروز بودند و کاش پزشک متخصص به شکل تمام وقت در بخش‌های بیمارستان‌ها حضور داشت تا از اشتباهات احتمالی پرهیز شود و روند درمان و معالجه بیماران تسریع و ارتقا یابد.

زیارت وداع: آمیزه‌ای از شوق و فقدان
من نیز برای وداع به حرم امام رضا رفته و بدون مبالغه یکی از بهترین زیارت‌های دوره عمرم را تجربه کردم. به محض آن که پایم را در صحن گذاشتم به ناگاه همه زیارت‌های گذشته عمرم جلوی چشمم پدیدار شد. در کودکی به همراه پدر و مادرم و در نوجوانی در مدرسه پریزاد در جوار مرقد و به همراه همسرم برای ماه عسل و … برای اولین بار احساس کردم که هیچ یک از آنها مانند دیگری نبوده و در هر بار من غیر از آن من قبلی و بعدی و کسی را که زیارت می‌کردم نیز کس دیگری غیر از قبلی و بعدی بوده است. همه این زیارت‌ها به ناگاه همانند یک سناریو از جلوی چشمم می‌گذشت و اپیزودهایی مستقل از یکدیگر و در عین حال در ضمن یک روایت منسجم را تشکیل می‌دادند. با تمام وجودم می‌گریستم و هیچ برای گفتن نداشتم. نمی‌دانستم چه باید بگویم و چه باید بکنم و کجا هستم و چرا به این جا آمده‌ام و با چه کسی سخن می‌گویم. فقط گریستم و گریستم و با همان حال بی آن که سخنی بر زبان آورم و حاجتی بخواهم از حرم بیرون آمدم. سپس با سرعت تمام به راه افتادم تا در اسرع وقت خود را به خانواده‌ام برسانم. آمیزه شوق و فقدان را تا نزدیکی‌های سبزوار که آفتاب رو به طلوع بود در خود احساس می‌کردم.

برگه‌های جریمه در سبد کالای خانوار ایرانی
از سبزوار به بعد با روشن شدن هوا به تدریج گشت‌های پلیس راه و دوربین‌های سیار کنترل سرعت و گشت‌های نامحسوس شروع به قعالیت کردند و من نیز مانند بیشتر ماشین‌های جلو و پشت سر من دو سه باری گرفتار این گشت‌ها شدم و در مجموع سی و یک هزار تومان معادل تقریبی یک بلیط هواپیما جریمه شدم. از این که پلیس به خوبی به وظیفه خود عمل می‌کرد ناراضی نبودم؛ اما ملاحظاتی به نظرم رسید. نخست آن که چرا هزینه جاده‌ها و ماشین‌های غیر استاندارد را فقط شهروندان باید بپردازند. آیا واقعا اگر جاده‌های اصلی ما مانند بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان همگی چند بانده و به اصطلاح آزادراه بودند و ماشین‌های داخلی نیز ایمن و مجهز به همه امکانات ضروری مانند ترمز ای‌بی‌اس و کیسه هوا و .. بودند باز حداکثر سرعت برای یک خودروی شخصی ۹۰ کیلومتر باید باشد. آیا معقول است در سرزمین پهناوری مانند ایران چنین سرعتی حداکثر سرعت در نظر گرفته شود؛ حداکثری که به ندرت قابل تحقق است؛ زیرا لازمه‌اش آن است که حدود یک شبانه روز را از مشهد تا قم در جاده‌ها سپری کنیم. دوم آن که کاش هزینه جریمه‌های گرفته شده به خصوص امر توسعه و بهبود جاده‌های کشور اختصاص می‌یافت تا حداقل از این جهت خرسند باشیم که اگر هزینه‌ای را به عنوان جریمه از ما گرفته‌اند این هزینه به بهبود مسافرت‌های بعدی ما خواهد انجامید. سوم آن که آیا تا کنون محاسبه‌ای صورت گرفته شده که میزان پراکندگی جریمه‌ها در بین خانواده‌های ایرانی را مشخص کند. نتیجه چنین محاسبه‌ای می‌تواند مشخص کند که آیا صرفا صنف و طبقه خاصی از مردم به تخلفات رانندگی عادت کرده‌اند و باید از طریق جریمه یا راه‌های دیگر اصلاح شوند و یا مشکلات اساسی دیگری وجود دارد که منجر به گرفتاری بیشتر خانواده‌های ایرانی به این نوع تخلفات شده است و برای حل مشکل این تخلفات باید بر حل آن مشکلات اساسی تمرکز کرد.

One thought on “سفر مشهد: بهداشت و اطلاع‌رسانی؛ زیارت وداع؛ برگه‌های جریمه

  1. امام رضا(ع) یکی است، این ما هستیم که در هر دیدار تغییر می کنیم و خدا کند که تغییر کنیم و در هر زیارت با معرفت بیشتر به حضور برسیم.
    در پناه خدا و ائمه سفر های خوبی داشته باشید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *