شیعه، تمدن ایرانی و سنگسار

دیروز سخنگوی قوه قضاییه، خبر اجرای حکم سنگسار را در تاکستان تایید کرد. گویا تلاش‌های فراوانی که در سالیان متمادی برای حذف چنین احکامی در ایران صرف شده، همگی با نظر یک قاضی جزء به ناگاه بر باد رفت. مدت زمان زیادی است که تعداد بسیاری از فقیهان شیعه با اجرای این نوع احکام در زمان کنونی ابراز مخالفت کرده‌اند و در گذشته نیز بسیاری از فقیهان با اجرای این احکام در عصر غیبت به کلی مخالف بوده‌اند. این نظر از آن چنان شهرتی در فقه شیعه برخوردار است که مرحوم سید احمد خوانساری از فقهای برجسته شیعه در کتاب جامع المدارک ج۵ ص۴۱۱ نظر مشهور در فقه شیعه را عدم جواز اجرای چنین احکامی در عصر غیبت دانسته و حتا ادعای اجماع دراین‌باره را نیز گزارش می‌کند. رئیس محترم قوه قضاییه و حتا رئیس محترم سابق نیز هر دو با اجرای احکام غیر متعارف ماننند سنگسار و گردن‌زدن به شدت مخالف بوده و تلاش‌های بسیاری در حذف آنها داشته‌اند. این‌ها همه صرف نظر از تلاش‌های فراوان گروه‌های حقوق بشر است که بیان آنها داستانی دیگر می‌طلبد. با این همه چگونه است که چنین حکمی علی رغم ممانعت صریح رئیس محترم قوه قضاییه و دستور به تعلیق آن توسط یک قاضی جزء اجرا می‌شود. آیا واقعا استقلال قاضی از سیستم قضایی تا این اندازه آن هم در خصوص چنین احکام حساسی قابل پذیرش است؟! افزون بر این که اجرای چنین احکامی بازتاب‌های جهانی داشته و به امنیت ملی کشور مربوط است. این نوع اقدامات خودسرانه بیش از هر چیز به اسلام شیعی و تمدن ایرانی لطمه وارد می‌کند.

تمدن ایرانی در دوره اسلامی چهره‌ای نسبتا متفاوت از اسلام در مقایسه با برخی جوامع بدوی مسلمان ارایه کرده و زیبایی‌های این دین را به ظهور رسانده است. در نگاهی گذرا به تاریخ، این واقعیت به روشنی دیده می‌شود که بسیاری از نقاط درخشان تمدن اسلامی به ایرانیان متعلق است و اسلام‌شناسان غیرمسلمان نیز به وجود تفاوت‌هایی بین اسلام شیعی که در ایران بیش از هر جای دیگری گسترش یافته و شکوفا شده و اسلام سلفی در برخی جوامع بدوی توجه یافته‌اند. در دوره پس از انقلاب و به ویژه پس از سرکارآمدن رژیم‌هایی چون طالبان، همواره بر این امر تاکید شده که اسلام شیعی ایران را نباید با امثال طالبان مقایسه کرد و تفاوت‌های ماهوی فراوانی بین این و آن وجود دارد که سخنی درست است. حال چه می‌شود که برخی در پی نوعی تغییر جهت به سوی قرائت‌های سلفی از اسلام افتاده و همه نقاط برجسته فقه شیعی و تمدن ایرانی را به یک‌باره نادیده گرفته و چنین چهره دهشتناکی از اسلام ارایه می‌کنند.
آیا هنگام آن نرسیده که با نگاهی ژرف‌تر به اسلام و با بهره‌گیری از خصوصیات مذهب شیعی از قبیل گشوده‌بودن باب اجتهاد به بررسی دوباره چنین احکامی بپردازیم. آیا در آغاز هزاره سوم از تاریخ بشر و با این همه پیشرفت‌ها در حوزه علوم انسانی هنگام آن نیست که از یافته‌های این حوزه دانشی در زندگی اجتماعی خود بهره‌ای اندک بگیریم. امروزه مجازات‌ها در نظام‌های حقوقی پیشرفته بر خلاف جوامع کهن نه بر اساس حس انتقام و آزار بدنی که تنها برای اصلاح و بهسازی زندگی اجتماعی تنظیم و اجرا می‌شوند. امروزه در دانش‌های چندی چون: جامعه‌شناسی و روان‌شناسی جرم به بررسی این مسئله می‌پردازند که چگونه می‌توان از میزان جرم در جامعه کاست و ضریب بازدارندگی را در بین مردم تقویت کرد و در عین حال از آزارهای بدنی پرهیز داشت.
هزاران اندوه و تاسف که زیبایی‌های انسانی دین و مذهب آن هم مذهبی چون تشیع با آن میراث هنگفت تاریخی و برخورداری از شخصیت‌هایی در اوج اخلاق انسانی چنین تغییر چهره دهد و جماعتی گردهم آمده و انسانی را هر چه کرده باشد در زمین اسیر ساخته و با سنگ آن قدر بر سرش بکوبند تا بمیرد … گریه امانم نمی‌دهد و دیگر نمی‌توانم ادامه دهم.

5 thoughts on “شیعه، تمدن ایرانی و سنگسار

  1. تیر ۲۰م, ۱۳۸۶ ۶:۳۷ ب.ظ
    کلی گوئی و مبهم بافی کار درستی نست. شما باید این زیبائیهای شیعه که پنهان مانده اند را برای ما بازگو کنید تا بدانیم. حیف است که زیبائیهای این چنین مذهبی پنهان بماند. و شما در حق این مذهب زیبا جفا می کنید که سکوت کرده اید.

  2. تیر ۲۴م, ۱۳۸۶ ۳:۵۲ ق.ظ
    انسان از بهترین و با عظمت ترین مخلوقات خداست اما در زندگی اجتماعی گاهی این موجود عزیز چنان رفتار میکند که زندگی دیگران را به خطر مواجه کرده و سلب آسایش از آنان درست نیست؛ بنابراین سزوار است که برخی متخلفان را برای صلاح و آسایش جامعه تنبیه نمود.

  3. تیر ۲۴م, ۱۳۸۶ ۱۱:۵۲ ق.ظ
    آقای/خانم زیبا جوری از «متخلفان» و کسانی که سبب «سلب آسایش … جامعه» میشوند، صحبت میکنید که اگر کسی نداند، فکر می کند این فرد آدم ربا، دزد یا قاتل است یا جرمی انجام داده که سبب از بین رفتن آسایش کل جامعه شده است.
    بد نیست بدانید که جرم این فرد، از طریق عِلم قاضی ثابت شده است. (و نه از طریق شهادت چهار نفر یا اقرار چهار بار شخص متهم). دوست عزیز، این فرد در بدترین حالت یک جرم شخصی مرتکب شده است. (البته اگر اصلا بشود به آن گفت جرم زیرا در حیطه خصوصی اتفاق افتاده است)

  4. تیر ۲۴م, ۱۳۸۶ ۵:۰۹ ب.ظ
    یک سوال داشتم, البته خیلی کلی و شاید احمقانه و بی ربط به بحث است؛ آیا عفت و نحوه ارتباط جنسی ذاتی بشر است، یا آدم از جامعه این چیزها را فرا می گیرد؟

  5. تیر ۲۴م, ۱۳۸۶ ۶:۵۹ ب.ظ
    در پاسخ به kavir
    ارتباط جنسی مانند تمامی دیگر غرایز ذاتی است اما نحوه ظهور آن می تواند اکتسابی باشد. مانند غذا خوردن که تا سی چهل سال پیش در خیلی جاها با دست خورده می شد ولی الان تقریبا در همه جا با قاشق یا تغییر ذایقه در خوردن و هکذا ارتباط جنسی و برخورد با آن نیز مانندتمامی مقولات مدرنیزه کنونی از این دست است. برخورد با آن هم در تحدیدو یا تشدید آن نیز مقوله ای است که بایستی مدرنیزه شود منتها از آنجاییکه تضاد شدیدی بین سنتی ها در برخورد با مدرنیزه وجوددارد گرفتار چنین مشکلات جامعه ای بغرنجی چون سنگسار هستیم

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *