نیستی‌شناسی در فلسفه اسلامی

فلسفه اسلامی با موضوع قرار دادن وجود، بحث از عدم و أحکام آن را إستطرادى شمرده است؛ با این حال مجموعه مباحث قابل توجهی در ارتباط با نیستی و احکام آن در فلسفه اسلامی به چشم می‌خورد که گاه با ارجاع به وجودشناسی مجوز ورود به مباحث فلسفی یافته و یا آن که فیلسوفان در مقام پاسخ به برخى پرسشهای فلسفى یا کلامى و یا در راستای شناخت برخى از أحکام وجود ناگزیر به طرح بحث از آن شده‌اند.
عدم و معدوم گر چه در عالم واقع نقشى ندارند، ولى از أرکان ضرورى شناخت مى‏باشند. عدم و معدوم در شناخت‏شناسى بسان معقولات ثانیه هستند، به نحوى که معرفت‏شناسى بدون آن دو میسّر نمى‏شود. تصوّرات و أندیشه‏هاى ما آمیخته با عدم و معدوم است و لذا نمى‏توان قضایاى مرکّب از عدم و معدوم را کمتر از قضایاى مرکّب از وجود و موجود دانست. به طور کلى أحکام عدم را مى‏توان به دو دسته تقسیم کرد:
۱- أحکامى که در مقابل أحکام وجود مى‏باشند؛ مانند: الوجود فعلیة و العدم بطلان.
۲- أحکامى که در آنها عدم به دلیل داشتن جهت مشترکى با وجود أحکامى همسان آن یافته است؛ مانند: امتناع شناخت کنه وجود و عدم.
در این مقاله هر دو دسته فوق تحت هفت عنوان بحث مى‏شوند.

متن کامل مقاله را از این جا بارگیری کنید:
nistishenasy

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *