مقایسه تطبیقی کاربردهای فعل ماضی و مضارع در قرآن: با تکیه بر نمونه بقره
بارگزارى فايل مقاله (راهنمايى دريافت فايل پيوست)
یکی از مباحث نسبتا قطعی نحو که به ندرت مورد تردید و تامل قرار گرفته، مساله تقسیم فعل در زبان عربی به ماضی و مضارع و امر است. نکته قابل توجه در این تقسیمبندی آن است که ملاک یکسانی برای آن در نظر گرفته نشده، گاه بر مبنای خبری یا انشایی بودن و گاه بر مبنای زمان صورت پذیرفته است. به علاوه در بخش زمانی نیز شاهد تقسیمبندی کاملی نبوده و تنها گذشته و حال ساده مورد توجه قرار گرفته، به دیگر زمانهای رایج در دستور زبان فارسی یا انگلیسی پرداخته نمیشود؛ گرچه نحونویسان غیر عرب در دوره معاصر معمولا سعی دارند معادلهای زمانهای دیگر افعال را نیز در زبان عربی یافته، آن را ذکر کنند. این معادلها ساختارهایی رسمی در زبان عربی به شمار نرفته و در واقع نوعی تلاش برای معادل یابی از سوی این گروه برای تسهیل آموزش عربی برای غیر عرب زبانها شمرده میشود.
شاید نژاد ایرانی پدیدآورندگان نحو در این مساله تاثیرگذار بوده است. چرا که زمان در جهانبینی سامی، نقش ایفا نمیکند؛ گویا انسان سامی خود را در سرتاسر تاریخ گسترده میبیند و گذشته و آینده و حال برای او معنا ندارد. مفهوم وحی در نقش رسانه ارتباطی جهان فاقد زمان و جهان زماندار در چنین فرهنگی معنا یافته و هیچ مشکل فلسفی برای این انسان ایجاد نمیکند. در حالی که تصور روابطی شبیه این نوع رابطه در فرهنگ یونانی و ایرانی زمینه ساز پارهای مباحث دامنهدار فلسفی از قبیل حادث و قدیم بوده است. در کنار این عامل، غلبه یافتن ذهنیت فلسفی یونانی بر اندیشه اسلامی و نیز ساختار دانشهای عربی در تغییر مسیر دستورنویسان زبان عربی از مطالعه تجربی زبان به مطالعه انتزاعی در قالب منطق یونانی تاثیرگذار بوده است.
نگاهی گذرا به کاربرد افعال در قرآن نشانگر بیاهمیت بودن زمان در تنوع آنها است؛ امری که در برخی زبانهای سامی زنده دیگر و به طور خاص عبری دیده میشود. به هر روی ادعای مذکور تنها در صورت تهیه جدولی آماری از افعال قرآنی و ردهبندی معنایی آنها بر اساس سیاق هر یک قابل اثبات است. اما انجام این کار به همان اندازه که در ساختار دانشهای عربی و به طور ویژه دستور عربی تاثیرگذار است، نیازمند گروهی توانا و مدت زمانی نسبتا دراز است. از این روی نگارنده با انتخاب سوره بقره به عنوان یک نمونه آماری به مقایسه تطبیقی فعل ماضی و مضارع پرداخته و از این طریق سعی نموده کاربردهای این دو فعل را از قرآن استخراج نموده، نه آن که تقسیمی صرفا ذهنی را بر متن تحمیل نماید.
فعل در زبان عربی کاربرد فراوانی داشته و اصلیترین رکن جمله به شمار میرود؛ به گونهای که نحویان حتی برای جملههای فاقد فعل نیز که کاربرد زیادی در زبان عربی ندارند، معمولا افعال تقدیری در نظر میگیرند. (۱) نکته دیگر آن که افعال عربی در یک دستهبندی کلی به دو گونه ماضی و مضارع تقسیم شده و تمام گونههای دیگر از تقسیمات مضارع به شمار میروند. به هر روی در سوره بقره نزدیک به ۹۵۰ فعل بکار رفته که در ۲۷۹ آیه پراکنده شدهاند و تنها ۷ آیه فاقد فعلاند که عبارتند از: ۱-۲- ۵- ۱۳۸- ۱۵۷- ۱۶۳-۲۴۱/ بنابراین ۵۵/۹۷% از آیات این سوره دارای فعلاند و به طور میانگین در هر آیه ۳/۳ فعل بکار رفته است.
تفاوتهای معنایی ماضی و مضارع: فعل ماضی و مضارع با همه مشتقاتش در کارکترهای کاملا متفاوتی بکار میروند که زمان در آن نقشی ایفا نمیکند. از همین روی مشتقات فعل مضارع به راحتی با تغییرات اندکی قابل استعمال در هر سه زمان گذشته و حال و آینده هستند. برای شناخت تفاوتهای این دو فعل باید موارد گوناگون استعمال آنها در بافت جمله را استخراج کرده و در قالب جملات الگو به تفاوتهای معنایی آن دو پی برد؛ نه آن که به شیوهای انتزاعی در پی تعاریفی ذهنی از آنها و سپس تطبیق آن تعاریف بر کاربردها برآمد. در واقع رواج شیوه دوم در مطالعات ادبی زبان عربی موجب دور شدن زبان از فضای طبیعی خود و گرفتار آمدن در گیرودار منازعات منطقی و کلامی گشته که پیامد آن پیدایش انبوهی از استثناها و شواذ در هر بحث نحوی و صرفی و … بوده است. این دستگاه بسیار پیچیده و مفصل نه امکان یادگیری زبان را برای زبانآموزان فراهم میآورد و نه در حوزه ترجمه متون سودآور است و بلکه گرفتارآمدن در چنبره قواعد تودرتو و تارعنکبوتی آن بیشتر موجب سوء تفاهم زبانی میشود.
نگارنده در این مطالعه در پی شناخت تفاوتهای هر یک از فعل ماضی و مضارع در سوره بقره به چهار کارکتر زیر دست یافت که البته کم و بیش به طور پراکنده مورد توجه پارهای زبانشناسان عربی بوده است؛ اما هرگز به طور جدی در مقام بیان موارد استعمال افعال مورد لحاظ قرار نگرفته است.
۱/ دلالت استمراری و مقطعی: فعل مضارع برحالت استمرار دلالت دارد، برخلاف فعل ماضی که صرفا دلالت بر وقوع مقطعی فعل دارد. بنابراین هر گاه بخواهیم به وجود مستمر یک حالت یا فعل دلالت دهیم از فعل مضارع و در غیر آن از ماضی استفاده میکنیم. برای نمونه به موارد ذیل توجه کنید:
مضارع: “الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون…و بالاخرة هم یوقنون” ، “یخادعون الله و ما یخدعون الا انفسهم”
ماضی: “کلما اضاء لهم مشوا فیه و اذا اظلم علیهم قاموا”
۲/ دلالت بر امکان و قطعیت: فعل مضارع بر حالت امکان و احتمال دلالت میکند، در حالی که فعل ماضی بر حالت قطعیت و تردیدناپذیری دلالت دارد. از همین روی خداوند معمولا صفات خود را در قالب فعل ماضی بیان میکند که نحویان را به توجیهات فراوان شبه کلامی واداشته است. (۲) برای نمونه به موارد ذیل توجه کنید:
مضارع: عموم قریب به اتفاق ادوات تردید در سوره بقره مانند: لعل، لیت، استفهام بر سر فعل مضارع درآمدهاند: لعلکم تتقون، یکاد البرق یخطف، فاما یاتینکم منی هدی. و نیز در مواردی که خداوند در صدد بیان قاعدهای کلی بدون نظر به مصداق خاص و مشخصی باشد از دلالت امکانی فعل مضارع بهره میگیرد: “الذین ینقضون عهد الله… و یقطعون ما…و یفسدون…اولئک هم الخاسرون”
ماضی: مما رزقناهم، ما انزل الیک، ان الذین کفروا، و من الناس من یقول آمنا.
۳/ دلالت خبری و انشائی: فعل ماضی به جز موارد دعایی از دلالتی خبری برخوردار است؛ در حالی که فعل مضارع میتواند گونههای مختلف انشائی از امر و نهی و دعا و شرط و … را شکل دهد و حتی گاه فعل مضارع بدون تغییرات صرفی از دلالت انشائی برخوردار میشود: “و المطلقات یتربصن…”، “و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتعبدون… و لاتسفکون”.
۴/ دلالت بر حدوث و ازلیت: تنها مورد از کاربردهای فعل ماضی و مضارع که به نحوی در ارتباط با زمان است معنای حدوث و ازلیت میباشد. در مواردی که خداوند در صدد بیان ازلی بودن حادثهای باشد از فعل ماضی و در مواردی که در صدد خبر از وقوع حادثهای در زمان مشخصی باشد از فعل مضارع استفاده میکند؛ و لو آن حادثه در زمان گذشته رخ داده باشد و از همین روی معمولا در زبان عربی در مقام حکایت داستان از فعل مضارع استفاده میشود و یا با تلفیق ماضی و مضارع دلالت بر حدوث در زمان گذشته ساخته میشود. برای نمونه به موارد ذیل توجه کنید:
ماضی: الذی خلق لکم ما فی الارض… ثم استوی فسواهن.
مضارع: و اذ نجیناکم من آل فرعون یسومونکم… و یذبحون … و یستحیون.
در پایان لازم به ذکر است که نگارنده در این پژوهش در صدد استقرای کامل موارد کاربرد ماضی و مضارع برنیامده و تنها در صدد گشودن زاویهای جدید در مطالعات زبانشناختی عربی بوده که تاثیرات مهمی در جریان ترجمه قرآن میتواند داشته باشد. بخش پایانی این تحقیق ارایه فهرستی از افعال سوره بقره است.
فهرست افعال سوره بقره:
۱/ افعال در دو بخش ماضی و مضارع با همه مشتقاتش دستهبندی شدهاند.
۲/ افعال مجرد و مزید از یکدیگر تجزیه نشده و یکپارچه به حساب آمدهاند.
۳/ استنتاجات فوق از بررسی فهرست ذیل به دست آمده است.
ریشه
تعداد
ماضی
مضارع
ریشه
تعداد
ماضی
مضارع
أ ب ی
۳
۱
۲
ج ز ی
۲
—
۲
أ ت ی
۵۴
۲۶
۲۸
ج ر ی
۳
—
۳
أ خ ذ
۲۳
۹
۱۴
ج ع ل
۱۳
۴
۹
أ خ ر
۱
۱
—
ج و ب
۲
—
۲
أ د ی
۱
—
۱
ج و ز
۱
۱
—
أ ذ ن
۱
—
۱
ج ه د
۱
—
۱
أ ک ل
۱۱
—
۱۱
ج ی أ
۱۳
۱۳
—
أ ل ی
۱
—
۱
ح ب ب
۸
—
۸
أ م ر
۸
۲
۶
ح ب ط
۱
۱
—
أ م ن
۶۶
۴۵
۲۱
ح ج ج
۳
۲
۱
أ و د
۱
—
۱
ح د ث
۱
—
۱
أ ی د
۲
۲
—
ح ذ ر
۱
—
۱
ب ث ث
۱
۱
—
ح ر ف
۱
—
۱
ب خ س
۱
—
۱
ح ر ق
۱
۱
—
ب د ل
۶
۲
۴
ح ر م
۱
۱
—
ب د و
۳
—
۳
ح ز ن
۶
—
۶
ب ر أ
۳
۲
۱
ح س ب
۳
۱
۲
ب ر ر
۱
۱
ح س ن
۱
—
۱
ب س ط
۱
—
۱
ح ش ر
۱
—
۱
ب ش ر
۵
۳
۲
ح ص ر
۲
۲
—
ب ص ر
۱
—
۱
ح ض ر
۲
۲
—
ب ط ل
۱
—
۱
ح ف ظ
۱
—
۱
ب ع ث
۶
۴
۲
ح ک م
۲
—
۲
ب غ ی
۲
—
۲
ح ل ق
۱
—
۱
ب ق ی
۱
۱
—
ح ل ل
۵
۱
۴
ب ل غ
۵
۳
۲
ح م ل
۴
۱
۳
ب ل و
۲
۱
۱
ح و ط
۲
۱
۱
ب و ء
۱
۱
—
ح ی ی
۱۱
۴
۷
ب ه ت
۱
۱
—
خ ب ط
۱
—
۱
ب ی ع
۱
۱
—
خ ت م
۱
۱
—
ب ی ن
۱۴
۵
۹
خ د ع
۲
—
۲
ت ب ع
۱۶
۱۰
۶
خ ر ج
۱۶
۹
۷
ت ر ک
۴
۴
—
خ ش ی
۲
—
۲
ت م م
۵
۱
۴
خ ص ص
۱
—
۱
ت ل و
۷
—
۷
خ ط أ
۱
۱
—
ت و ب
۸
۵
۳
خ ط ف
۱
—
۱
ث ب ت
۱
۱
—
خ ف ف
۲
—
۲
ث ق ف
۱
۱
—
خ ف ی
۲
—
۲
ث ی ر
۱
—
۱
خ ل ط
۱
—
۱
خ ل ف
۷
۵
۲
س أ ل
۱۵
۲
۱۳
خ ل ق
۳
۳
—
س أ م
۱
—
۱
خ ل و
۵
۵
—
س ب ح
۱
—
۱
خ و ف
۴
۳
۱
س ب ق
۱
۱
—
خ و ن
۱
—
۱
س ج د
۲
۱
۱
د خ ل
۶
—
۶
س خ ر
۱
—
۱
د ر أ
۱
۱
—
س ر ح
۱
—
۱
د ع و
۱۰
۲
۸
س ر ر
۲
—
۲
د ل و
۱
—
۱
س ع ی
۲
۲
—
د و ر
۱
—
۱
س ف ک
۱
—
۱
د ی ن
۱
—
۱
س ف ه
۱
۱
—
ذ ب ح
۳
۱
۲
س ق ی
۲
۱
۱
ذ ک ر
۱۷
—
۱۷
س ک ن
۱
—
۱
ذ ه ب
۲
—
۲
س ل ف
۱
۱
—
ر أ ی
۱۲
۱
۱۱
س ل م
۴
۳
۱
ر ب ح
۱
۱
—
س م ع
۶
۳
۳
ر ب ص
۲
—
۲
س ن ه
۱
—
۱
ر ب و
۱
—
۱
س و م
۱
—
۱
ر ج ع
۷
۱
۶
س و ی
۲
۲
—
ر ج و
۱
—
۱
ش ب ه
۲
۲
—
ر ح م
۱
—
۱
ش ر ب
۴
۳
۱
ر د د
۴
—
۴
ش ر ک
۱
۱
—
ر ز ق
۷
۴
۳
ش ر ی
۱۰
۷
۳
ر س ل
۲
۲
—
ش ع ر
۳
—
۳
ر ش د
۱
—
۱
ش ف ع
۱
—
۱
ر ض ع
۲
—
۲
ش ق ق
۱
—
۱
ر ض ی
۴
—
۴
ش ک ر
۶
—
۶
ر ع ی
۱
—
۱
ش ه د
۵
۱
۴
ر غ ب
۱
—
۱
ش ی أ
۲۱
۹
۱۲
ر ف ع
۴
۳
۱
ص ب ر
۱
—
۱
ر ک ع
۱
—
۱
ص ر ر
۱
—
۱
ر ه ب
۱
—
۱
ص د د
۱
۱
—
ر و د
۹
۵
۴
ص د ق
۲
۱
۱
ر ی ب
۱
—
۱
ص ف ح
۱
—
۱
ز ک و
۳
—
۳
ص ف ی
۳
۳
—
ز ل ز ل
۱
۱
—
ص ل ح
۳
۱
۲
ز ل ل
۲
۲
—
ص و ب
۶
۵
۱
ز و د
۱
۱
—
ص و م
۲
—
۲
ز ی د
۳
۲
۱
ض ر ب
۴
۱
۳
ز و ل
۱
—
۱
ض ر ر
۵
۱
۴
ز ی ن
۱
۱
—
ض ع ف
۲
—
۲
ض ل ل
۴
۱
۳
غ ل ب
۱
۱
—
ض و ء
۲
۲
—
غ م ض
۱
۱
—
ض ی ع
۱
—
۱
ف ت ح
۲
۱
۱
ط ع م
۱
—
۱
ف ج ر
۲
۱
۱
ط ل ق
۶
۶
—
ف د ی
۲
۱
۱
ط م ع
۱
—
۱
ف ر ض
۴
۳
۱
ط م ن
۱
—
۱
ف ر غ
۱
—
۱
ط ه ر
۲
—
۲
ف ر ق
۲
—
۲
ط و ع
۳
۲
۱
ف س د
۵
۱
۴
ط و ف
۱
—
۱
ف س ق
۱
—
۱
ط ی ق
۱
—
۱
ف ص ل
۱
۱
—
ظ ل ل
۱
۱
—
ف ض ل
۳
۳
—
ظ ل م
۱۲
۷
۵
ف ع ل
۱۳
۸
۵
ظ ن ن
۳
—
۳
ف ک ر
۲
—
۲
ظ ه ر
۱
—
۱
ف ل ح
۱
—
۱
ع ب د
۵
—
۵
ف ی ء
۱
۱
—
ع ث و
۱
—
۱
ف ی ض
۳
۲
۱
ع ج ب
۳
۲
۱
ق ب ض
۱
—
۱
ع ج ل
۱
۱
—
ق ب ل
۲
—
۲
ع د د
۱
۱
—
ق ت ل
۲۳
۵
۱۸
ع د و
۱۰
۳
۷
ق د ر
۱
—
۱
ع ذ ب
۱
—
۱
ق د س
۱
—
۱
ع ر ض
۲
۲
—
ق د م
۳
۱
۲
ع ر ف
۴
۱
۳
ق ر ب
۳
—
۳
ع ز ل
۱
—
۱
ق ر ر
۱
۱
—
ع ز م
۲
۱
۱
ق ر ض
۱
—
۱
ع ص ی
۲
۲
—
ق س و
۱
۱
—
ع ض ل
۱
—
۱
ق ض ی
۳
۳
—
ع ف و
۸
۳
۵
ق ط ع
۲
۱
۱
ع ق ل
۸
۱
۷
ق ف ی
۱
۱
—
ع ل م
۶۸
۹
۵۹
ق ل ب
۱
—
۱
ع ل ن
۱
—
۱
ق و ل
۱۳۱
۹۰
۴۱
ع م ر
۳
۱
۲
ق و م
۱۳
۳
۱۰
ع م ل
۱۸
۴
۱۴
ک ب ر
۳
۲
۱
ع ن ت
۱
۱
—
ک ت ب
۱۶
۷
۹
ع ه د
۳
۳
—
ک ت م
۱۰
۱
۹
ع و د
۱
۱
—
ک ذ ب
۳
۲
۱
ع و ذ
۱
—
۱
ک ر ه
۱
—
۱
ع و ن
۱
—
۱
ک س ب
۱۳
۱۲
۱
غ ر ف
۱
۱
—
ک س و
۱
—
۱
غ ف ر
۴
—
۴
ک ف ر
۲۶
۱۱
۱۵
ک ف ی
۱
—
۱
ن ظ ر
۸
—
۸
ک ل ف
۲
—
۲
ن ع م
۳
۳
—
ک ل م
۳
۱
۲
ن ف ع
۳
—
۳
ک م ل
۱
—
۱
ن ف ق
۱۹
۶
۱۳
ک ن ن
۱
۱
—
ن ق ض
۱
—
۱
ک و د
۲
۱
۱
ن ک ح
۳
—
۳
ک و ن
۷۸
۲۱
۵۷
ن ه و
۳
۳
—
ل ب ث
۳
۳
—
ن ی ل
۱
—
۱
ل ب س
۱
—
۱
ه ب ط
۲
—
۲
ل ع ن
۱
۱
—
ه ج ر
۱
۱
—
ل ف ی
۱
—
۱
ه د ی
۱۳
۱۰
۳
ل ق ی
۳
۳
—
ه ز أ
۱
—
۱
م ت ع
۳
۱
۲
ه ز م
۱
۱
—
م ح ق
۱
—
۱
ه ل ک
۱
—
۱
م د د
۱
—
۱
ه د ی
۱
۱
—
م ر ر
۱
۱
—
ه و ی
۱
—
۱
م س س
۴
۱
۳
و ج د
۴
—
۴
م س ک
۳
۱
۲
و د د
۲
۱
۱
م ش ی
۱
۱
—
و ذ ر
۳
—
۳
م ل ل
۳
—
۳
و س ع
۱
۱
—
م ن ع
۱
۱
—
و ص ل
۱
—
۱
م ن ی
۲
—
۲
و ص ی
۱
۱
—
م وت
۷
۴
۳
و ع د
۴
۱
۳
ن ب أ
۳
۱
۲
و ع ظ
۲
—
۲
ن ب ت
۲
۱
۱
و ف ی
۵
—
۵
ن ب ذ
۲
۲
—
و ق د
۱
۱
—
ن ج و
۲
۲
—
و ق ی
۲۸
۳
۲۵
ن ذ ر
۳
۲
۱
و ل ی
۱۴
۶
۸
ن ز ل
۲۵
۱۶
۹
ی س ر
۲
۲
—
ن س خ
۱
—
۱
ی ق ن
۱
—
۱
ن س ی
۴
۱
۳
ی م م
۱
—
۱
ن ش ز
۱
—
۱
ن ص ر
۵
—
۵
پانوشت:
(۱) . گرچه به ندرت نظریه تقدیری شمردن اجزای جمله از سوی اندکی نحویان مانند: ابن مضاء قرطبی در “الرد علی النحاة” مورد انتقاد قرار گرفته است، اما با این حال تقدیر گرفتن افعال در جملات فاقد فعل نشانگر اهمیت و نقش ویژه فعل در زبان عربی است.
(۲) . برای نمونه به توجیهات ادیبان و مفسران در ارتباط با آیاتی مانند “کان الله علیما حکیما” رجوع کنید که تلاش کردهاند میان قطعیت و زمان گذشته به نوعی رابطه برقرار نمایند و جالب آن که عدم درک مدلول ویژه فعل ماضی در این موارد گاه زمینه پیدایش نظریات گسترده کلامی گشته که یکی از نمونههای آن قاعده موافات است که بر مبنای آن به استناد آیاتی مانند “وکان من الکافرین” کافران و از جمله ابلیس از ازل واقعا کافر بودهاند و در ظاهر مدت زمانی ایمان داشتهاند.
Print This Post
|
نظر بدهید
شکرًا منکم. سالمین غانمین. مقالة جیّدة.